دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۹
سناییدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات به توصیفِ کمالِ زیباییِ معشوق و دوریِ جایگاهِ او از عاشقِ دلخسته میپردازد. در بیت نخست، شاعر با تصویرسازی از عرقِ نشستهبر رخسارِ محبوب، به گرمی و آتشینبودنِ جمالِ او اشاره دارد.
در بیت دوم، شاعر از ناتوانیِ عاشق در وصالِ معشوق سخن میگوید؛ به گونهای که حتی اگر عاشق به مقامِ فنا و ناچیزی برسد، باز هم توانِ دستیابی به ساحتِ قدسیِ معشوق را ندارد.
معنای روان
حرارتِ آتشینِ رخسارِ تو باعث میشود که قطراتِ عرق بر چهرهات پدیدار شود؛ در حقیقت، زیباییِ چهرهات چنان گرم و تابان است که مانند آتش، آب (عرق) را بر پوستِ تو جاری کرده است.
نکته ادبی: واژهی «عارض» در ادبِ کلاسیک به معنای گونه و چهره به کار میرود و «خوی» کهنواژهای به معنای عرقِ تن است.
اگر عاشقِ تو در راهِ عشق چنان ناچیز و بیمقدار شود که به خاکِ عدم تبدیل گردد، باز هم به آن جایگاه نمیرسد که بتواند همچون بادِ ملایم، آزادانه به دورِ زلفِ تو بگردد.
نکته ادبی: «خاکِ لاشی» کنایه از نیستی و فناپذیریِ عاشق در برابرِ عظمتِ معشوق است و «کی» در این بیت، استفهامِ انکاری برای نشاندادنِ دوریِ وصال است.
آرایههای ادبی
شاعر با کنار هم نشاندنِ آب (عرق) و آتش (گرمیِ چهره)، تناسبی دلانگیز برای توصیفِ درخشش و دمایِ رخسارِ معشوق آفریده است.
کنایه از فنا، نیستی و نهایتِ فروتنیِ عاشق در برابرِ معشوق که نشاندهندهی بیمقدار بودنِ عاشق در پیشگاهِ محبوب است.