دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۱۸

سنایی
در دیدهٔ خصم نیک روی تو مباد بر عاشق سفله نیک خوی تو مباد
چون قامت من دل دو توی تو مباد جز من پس ازین عاشق روی تو مباد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاقِ آمیخته به حسادتِ عاشقانه است. شاعر در اوجِ دلبستگی، چنان نسبت به معشوق خود تعصب می‌ورزد که حتی تابِ آن را ندارد که دیگران شاهد زیبایی او باشند و یا در سایهٔ مهربانی‌اش قرار گیرند.

در نگاه شاعر، عشق پدیده‌ای است که تنها او صلاحیتِ تحمل رنج‌هایش و بهره‌مندی از یادِ معشوق را دارد. او چنان خود را درگیرِ دردِ هجران می‌بیند که از سرِ شفقت برای معشوق آرزو می‌کند که دلی به دردناکیِ دلِ او نداشته باشد و در عین حال، طلب می‌کند که پس از او، دیگر کسی در این وادیِ عشق گام نگذارد تا یگانگیِ پیوندِ آن‌ها حفظ شود.

معنای روان

در دیدهٔ خصم نیک روی تو مباد بر عاشق سفله نیک خوی تو مباد

بیت اول: آرزو دارم که چهرهٔ زیبای تو از نگاهِ دشمنان و بدخواهان پنهان بماند. بیت دوم: همچنین آرزو دارم که خویِ نیکو و مهربانیِ تو هرگز به عاشقانِ فرومایه و بی‌کفایت نشان داده نشود تا آنان از آن بهره نبرند.

نکته ادبی: خصم به معنای دشمن و بدخواه است و سفله به معنای فرد پست و دون‌همت به کار رفته است. این بیت برآمده از مفهومِ غیرتِ عاشقانه است.

چون قامت من دل دو توی تو مباد جز من پس ازین عاشق روی تو مباد

بیت اول: آرزو می‌کنم که قلب تو هرگز مانند قامتِ من که در اثرِ رنج و اندوهِ عشق، خمیده و شکسته شده است، دچارِ آسیب و غمِ سنگین نشود. بیت دوم: و پس از من، دیگر هیچ‌کس شایستگی و توفیق آن را نداشته باشد که دل‌باخته و عاشق چهرهٔ تو شود.

نکته ادبی: دلِ دو تا کنایه از دلِ شکسته و دردمند است که با قامتِ دو تا (خمیده) در تعاملِ معنایی قرار دارد و استعاره‌ای از رنجِ شدیدِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دل دو تا

اشاره به شکستگی و رنجوری قلب در اثر اندوه عشق است.

تکرار و تاکید مباد

استفاده از فعل دعایی منفی برای تاکید بر انحصار و دوری گزیدن از دیگران.

مبالغه جز من پس ازین عاشق روی تو مباد

اغراق در انحصار عشق که نشان‌دهنده شدتِ غیرتِ شاعر است.