دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۱۶

سنایی
آن به که کنم یاد تو ای حور نژاد و آن به که نیارم از جفاهای تو یاد
گر چه به خیال تست بیهوده و باد بیهوده ترا به باد نتوانم داد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر در فضایی آمیخته به حسرت و شیفتگی، تقابل میان زیباییِ آسمانیِ معشوق و بی‌مهری‌های زمینیِ او را به تصویر می‌کشد. او تصمیم می‌گیرد که به جای گلایه از ستم‌های معشوق، تنها به یادِ حسن و جمالِ او دل خوش کند و عشق خود را فراتر از دیدگاهِ تحقیرآمیز معشوق بداند.

شاعر بر این باور است که اگرچه معشوق، عشق و توجه او را ناچیز و بی‌مقدار (مانند باد) می‌شمارد، اما او نمی‌تواند این پیوند قلبی را نادیده بگیرد یا معشوق را به دست فراموشی بسپارد و از او دست بشوید.

معنای روان

آن به که کنم یاد تو ای حور نژاد و آن به که نیارم از جفاهای تو یاد

بهتر آن است که همیشه یاد تو را در دل نگاه دارم، ای کسی که از تبار حوریان بهشتی هستی؛ و در عین حال، بهتر آن است که نامی از ستم‌ها و بی‌مهری‌هایت به میان نیاورم تا شیرینیِ یاد تو تلخ نشود.

نکته ادبی: ترکیب حور نژاد صفت جانشین اسم است که بر زیباییِ فوق‌بشری و تقدسِ معشوق دلالت دارد.

گر چه به خیال تست بیهوده و باد بیهوده ترا به باد نتوانم داد

اگرچه در اندیشه‌ی تو، عشق من به تو کاری بی‌معنا و گذرا مانند باد است، اما من نمی‌توانم تو را به باد بسپارم و از یاد ببرم و به دست فراموشی بسپارم.

نکته ادبی: استفاده از تکرار کلمه‌ی بیهوده و واژه‌ی باد که ایهامی میان بی‌ارزش بودن و ناپایداری دارد، اوج هنرمندی شاعر در بیانِ تقابل نگاه‌هاست.

آرایه‌های ادبی

تشبیه حور نژاد

معشوق به حوریان بهشتی تشبیه شده تا کمال زیبایی و پاکی او آشکار شود.

جناس و ایهام باد و بیهوده

تکرار و استفاده هنرمندانه از این کلمات، هم بر معنای ناپایداری تأکید دارد و هم بر ارزشمندی معشوق از نگاه عاشق.

تضاد یاد کردن و یاد نیاوردن

تضاد میان یادآوری زیبایی‌ها و فراموشیِ جفاها که بیانگر نوعی گذشت و صبوریِ عاشقانه است.