دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۱۵

سنایی
آن را شایی که باشم از عشق تو شاد و آن را شایم که از منت ناید یاد
با این همه چشم زخم ای حورنژاد در راه تو بنده با خود و بی خود باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر در پی واکاوی پیوند میان عشق، هویت فردی و سلوک عاشقانه است. فضای حاکم بر این سخن، سرشار از حیرت و پرسش‌گری عاشق از خویشتن در برابر معشوقی آسمانی‌تبار است که او را به وادی شیدایی می‌کشاند.

مضمون اصلی، کشمکش میان خودآگاهی و ازخودبی‌خود شدن در مسیر عشق است. شاعر با وجود موانع و آسیب‌هایی که راه عشق را تهدید می‌کند، بر تسلیم و فروتنیِ توأم با شور و اشتیاق پای می‌فشارد و جایگاه خود را در این مسیر می‌جوید.

معنای روان

آن را شایی که باشم از عشق تو شاد و آن را شایم که از منت ناید یاد

آیا شایسته و رواست که از عشق تو شادمان باشم؟ و آیا سزاوار من است که در این میان، لطف و عنایت تو را به فراموشی بسپارم؟

نکته ادبی: واژه «شایم» مشتق از «شایستن» به معنای لایق بودن و مناسب بودن است که در اینجا با رویکرد پرسشی به کار رفته تا تردید و تأمل شاعر را نشان دهد.

با این همه چشم زخم ای حورنژاد در راه تو بنده با خود و بی خود باد

با وجود تمام آسیب‌ها و نگاه‌های حسودانه‌ای که در مسیر عشق وجود دارد، ای کسی که از تبار فرشتگان و زیبایی هستی، روا بدار که بنده‌ات در راه تو هم هوشیار باشد و هم غرق در شیدایی و بی‌خودی.

نکته ادبی: «حورنژاد» کنایه از زیبایی بی‌حد و کمال معشوق است و «با خود و بی‌خود» تضاد ظریفی میان هشیاری و سرمستی عاشق ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد با خود و بی‌خود

جمع میان هشیاری و بی‌خودی که بیانگر حالتی عرفانی و شوریده در عاشق است.

کنایه چشم زخم

اشاره به آسیب‌ها، حسادت‌ها و موانعی که بر سر راه عاشق وجود دارد.

ندا ای حورنژاد

خطاب قرار دادن معشوق با صفتی آسمانی برای نشان دادن تفاوت مرتبه عاشق و معشوق.