دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۱۳

سنایی
کاری که نه کار تست ناساخته باد در کوی تو مال و ملک درباخته باد
گر چهرهٔ من جز از غم تست چو زر در بوتهٔ فرقت تو بگداخته باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عاشق در راه رسیدن به معشوق است؛ چنان‌که عاشق از تمام علایق دنیوی دست شسته و خواهانِ آن است که هر عملی جز در مسیرِ عشقِ معشوق، ناکام بماند. فضای این شعر، فضایی حماسی در عین حال عاشقانه و سرشار از فداکاری است که در آن، عاشق تمام هستی خویش را در قمارِ عشق، ناچیز می‌شمارد.

شاعر در این ابیات، بر یک‌رنگی و یک‌سو‌یی در عشق تأکید دارد؛ به‌طوری‌که حتی درد و رنجِ دوری از معشوق را نیز برای خود ارزشمند می‌داند و هرگونه اندوهی را که به معشوق مربوط نباشد، ننگ و سزاوارِ نابودی می‌انگارد.

معنای روان

کاری که نه کار تست ناساخته باد در کوی تو مال و ملک درباخته باد

هر کاری که برای تو نباشد، به سرانجام نرسد؛ همچنین تمام مال و دارایی من در راه رسیدن به کوی تو، فدا و تباه گردد.

نکته ادبی: ناساخته باد به معنی بی‌ثمر ماندن است و در باختن به معنای فدا کردن و از دست دادن است.

گر چهرهٔ من جز از غم تست چو زر در بوتهٔ فرقت تو بگداخته باد

اگر رنگ زرد چهره من به خاطر غمی غیر از غم عشق تو باشد، سزاوار است که این چهره در کوره آتشینِ دوری از تو، ذوب و نیست گردد.

نکته ادبی: تشبیه چهره به زر نمادی از زردی رخسار در اثر بیماری یا غم است و بوته به کوره طلاسازی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه چو زر

اشاره به زردی چهره بر اثر غم و بیماری

استعاره بوته

تشبیه دوران دوری و سختی عاشق به کوره ذوب فلزات

مراعات نظیر زر و بوته

ارتباط معنایی بین کلمات در حوزه زرگری