دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱

سنایی
از کبر چو من طبع تو بگریخته باد با خلق چو تو خلق من آمیخته باد
دشمنت چو من به گردن آویخته باد یا همچو من آب روی او ریخته باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب یک دعای خیر و شر، آرزوهای شاعر را برای تغییر حالِ خود و دیگری و همچنین سرنوشت دشمن ترسیم می‌کند. در بخش نخست، نوعی تعامل و داد و ستد ویژگی‌های اخلاقی مد نظر است که شاعر آرزو دارد هم خود و هم مخاطب از کبر و غرور مبرا شده و به تعامل سازنده با مردم برسند.

در بخش دوم، لحن شعر جدی‌تر و تندتر می‌شود و شاعر برای دشمنِ مخاطب، سرنوشتی محتوم از خواری و زبونی را طلب می‌کند تا کینه و دشمنی او را با نابودی عزت نفس یا گرفتاری‌اش تلافی کند.

معنای روان

از کبر چو من طبع تو بگریخته باد با خلق چو تو خلق من آمیخته باد

امید دارم همان‌طور که طبع و سرشت من از تکبر و غرور گریزان است، طبع تو نیز از آن بیزار و دور باشد و در مقابل، همان‌طور که تو در میان مردم جایگاه داری و با آنان معاشرتی، من نیز با خلق خدا پیوند و الفتی پیدا کنم.

نکته ادبی: بگریخته باد و آمیخته باد فعل‌های دعایی هستند که بر تمنیات شاعر دلالت دارند. طبع در اینجا به معنای ذات و سرشت آدمی است.

دشمنت چو من به گردن آویخته باد یا همچو من آب روی او ریخته باد

خدا کند که دشمن تو نیز همان‌طور که دشمن من در بندِ خواری گرفتار شده است، به دار مجازات آویخته گردد یا آنکه آبرو و عزت او همانند دشمن من نزد مردم بریزد.

نکته ادبی: آب روی ریختن کنایه‌ای مشهور در ادبیات فارسی به معنای رسوا کردن و از بین بردن آبروی کسی است. به گردن آویختن نیز استعاره‌ای از نهایت ذلت و تسلیم‌شدن در برابر دشمن است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو من

شاعر با استفاده از تشبیه به خود، سعی دارد بر هم‌سانیِ سرنوشت یا ویژگی‌هایِ مورد انتظار تأکید ورزد.

کنایه آب روی ریخته

کنایه از بی‌اعتبار کردن و از بین بردن حرمت و آبروی دشمن.

کنایه به گردن آویخته

کنایه از به بند کشیدن، اسیر کردن یا به دار کشیدن دشمن که نماد نهایت ذلت است.