دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۰۶

سنایی
ای شاخ تو اقبال و خرد بارت باد در عالم عقل و روح بازارت باد
نام پدرت عاقبت کارت باد کارت چو رخ و سرت چو دستارت باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب نیایش و دعای خیر برای مخاطب سروده شده است و شاعر در آن‌ها، آرزوی دستیابی به عالی‌ترین مراتب مادی و معنوی را دارد.

در این کلام، پیوندی عمیق میان سعادت فردی، خرد، شأن خانوادگی و وقار اجتماعی ترسیم شده است که در آن، سربلندی فرد به نام نیک پدر و زیباییِ کردارِ او گره خورده است.

معنای روان

ای شاخ تو اقبال و خرد بارت باد در عالم عقل و روح بازارت باد

ای کسی که وجودت چون شاخه‌ای برومند است، آرزو دارم که بخت بلند و خرد، میوه و ثمره‌ی تو باشد؛ امیدوارم در عالم اندیشه و معنا، جایگاه و ارزشت همواره پررونق و والا باشد.

نکته ادبی: شاخ استعاره از قد و قامت انسان است و اقبال و خرد به عنوان میوه‌های این شاخه، استعاره‌ای برای نتایجِ درونی و بیرونیِ وجودِ انسان است.

نام پدرت عاقبت کارت باد کارت چو رخ و سرت چو دستارت باد

آرزومندم که نتیجه‌ی اعمال تو، جاودانگی و نیک‌نامی پدرت باشد؛ امیدوارم کارهایت به زیبایی چهره‌ات درخشان و مقام و منزلت تو به سانِ دستاری که بر سر می‌بندی، بلند و پرآوازه باشد.

نکته ادبی: دستار در فرهنگ قدیم نماد عزت، بزرگی و آبرو بوده است و تشبیه سر به دستار، اشاره‌ای کنایی به رسیدن به جایگاه اجتماعی والا دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخ

تشبیه وجود انسان به شاخه‌ای که ثمر می‌دهد تا رشد و کمالِ فردی تداعی شود.

تشبیه کارت چو رخ و سرت چو دستارت

مانند کردنِ کارهای فرد به زیباییِ چهره و مقامِ او به بلندیِ دستار که نشان‌دهنده‌ی آرزوی کمال در ظاهر و باطن است.

نمادگرایی دستار

نمادِ جایگاه اجتماعی، بزرگی، دانش و احترام در آن دوره تاریخی.