دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۰۳

سنایی
هستی تو سزای این و صد چندین رنج تا با تو که گفت کین همه بر خود سنج
از جستن و خواستن برآسای و مباش آرام گزین که خفته ای بر سر گنج

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به نکوهشِ حرص، زیاده‌خواهی و تکاپویِ بیهوده در مسیرِ آرزوهای دنیوی می‌پردازد و رنج‌های انسان را نتیجه‌ی انتخاب‌های نادرست و بارهای اضافیِ تحمیل‌شده بر خویشتن می‌داند.

شاعر، مخاطب را به آرامش، سکون و قناعت دعوت می‌کند و با تمثیلِ «خوابیدن بر سر گنج»، یادآور می‌شود که انسان با وجودِ برخورداری از ارزش‌های درونی، از آن‌ها غافل است و به دنبالِ سراب در بیرون از خود می‌گردد.

معنای روان

هستی تو سزای این و صد چندین رنج تا با تو که گفت کین همه بر خود سنج

تو سزاوارِ همین مقدار رنج و حتی رنج‌های بسیار بیشتری هستی، زیرا چه کسی به تو دستور داد که این‌همه بار سنگین از خواسته‌ها و مسئولیت‌ها را بر دوشِ جانِ خود بگذاری؟

نکته ادبی: «سزا» در اینجا به معنای سزاوار و شایسته است. «بر خود سنج» کنایه از سنجیدن، اندازه‌گیری و به دوش گرفتنِ بارهای سنگین و مسئولیت‌های جانکاه است که انسان ندانسته بر خود تحمیل می‌کند.

از جستن و خواستن برآسای و مباش آرام گزین که خفته ای بر سر گنج

از تلاشِ بی‌وقفه برای به دست آوردنِ خواسته‌های مادی دست بردار و آرام بگیر؛ زیرا تو خود گنجینه‌ای هستی و بر سرِ داشته‌های باارزشی خفته‌ای که از آن‌ها غافلی.

نکته ادبی: «برآسای» از مصدر آسودن و به معنای استراحت کردن و آرام گرفتن است. «خفته‌ای بر سر گنج» تمثیلی عرفانی است برای غفلت انسان از کمالات درونی و ظرفیت‌های نهفته در ذات خویش.

آرایه‌های ادبی

کنایه خفته ای بر سر گنج

کنایه از بی‌خبری و غفلت انسان از گوهر وجودی و داشته‌های ارزشمند درونی خود.

پرسش انکاری تا با تو که گفت

استفاده از پرسش برای نشان دادن تعجب و سرزنشِ شاعر نسبت به کار بیهوده مخاطب که منجر به رنج خودساخته می‌شود.

تضاد جستن و خواستن در برابر آرام گزین

تقابلِ میان تکاپوی بیهوده دنیوی و سکونِ عارفانه که بر تضادِ روشِ غلط و درست تاکید دارد.