دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۹۹

سنایی
هر چند دلم بیش کشد بار غمت گویی که بود شیفته تر بر ستمت
گفتی کم من گیر نگیرد هرگز آن دل که کم خویش گرفتست کمت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با تصویرسازی از رابطه‌ای عاشقانه، به تضاد میان رنج و لذت می‌پردازد. او معتقد است که رنج‌های ناشی از بی‌مهری معشوق، نه تنها مایه گریز نیست، بلکه به پیوند عمیق‌تر و دلبستگی شدیدتر عاشق می‌انجامد.

در نگاه عمیق‌تر، این ابیات به بحثِ عرفانیِ فنا یا از میان رفتنِ خودخواهی اشاره دارند؛ جایی که تنها دلی می‌تواند به دامِ عشق بیفتد که از پیش، منیتِ خود را ناچیز شمرده باشد.

معنای روان

هر چند دلم بیش کشد بار غمت گویی که بود شیفته تر بر ستمت

هر اندازه که دل من بارِ سنگین اندوه تو را بیشتر بر دوش می‌کشد، گویی اشتیاق و دلبستگی‌اش به ستم‌های تو نیز فزونی می‌گیرد.

نکته ادبی: بار غم استعاره از رنج‌های عاشقانه است و شیفته‌تر بودن بر ستمِ معشوق، تناقضی است که لذتِ پنهان در دردِ عشق را نشان می‌دهد.

گفتی کم من گیر نگیرد هرگز آن دل که کم خویش گرفتست کمت

تو گفتی که دامِ عشقِ من هرگز نمی‌تواند آن دلی را که خود را در برابرِ من، ناچیز و بی‌مقدار شمرده است، گرفتارِ خویش سازد.

نکته ادبی: در این بیت واژه کم در معانی دام، ناچیز و اندک به کار رفته که نوعی بازیِ زبانی (ایهام) برای عمق بخشیدن به کلام است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (تناقض) شیفته‌تر بر ستمت

لذت بردن عاشق از ستمِ معشوق که با منطقِ عادی در تضاد است.

ایهام کم

استفاده از یک واژه در معانیِ مختلفِ دام، ناچیز و مقدار اندک که موجب غنای معنایی شده است.

استعاره بار غمت

غم و اندوه به باری سنگین تشبیه شده که بر دوشِ عاشق قرار دارد.