دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۹۶

سنایی
ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت تاریک شد این دو روشنایی ز غمت
با این همه یک ساعت و یک لحظه مباد این جان و دل مرا جدایی ز غمت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی عمقِ جان‌سوزِ فراق و دلبستگیِ شاعر به معشوق است. سنایی در این قطعه، اندوهِ دوری را چنان تصویر می‌کند که گویی بیناییِ چشمانش را از او ستانده است.

با وجودِ این رنجِ طاقت‌فرسا، شاعر در نهایتِ عاشقی، آرزو می‌کند که پیوندِ قلبی‌اش با معشوق، حتی در قالبِ همین غم و اندوه، لحظه‌ای گسسته نشود و آن درد را مایه‌ی بقای جانِ خویش می‌داند.

معنای روان

ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت تاریک شد این دو روشنایی ز غمت

ای چشمانِ بینایِ سنایی، به خاطرِ اندوهِ دوریِ تو، دیدگانم تیره و تار گشته است.

نکته ادبی: اشاره به تاریک شدنِ چشم در اثرِ گریه و بی‌تابیِ مفرط در دوری از معشوق، که کنایه از نابیناییِ ناشی از سوگواری است.

با این همه یک ساعت و یک لحظه مباد این جان و دل مرا جدایی ز غمت

با تمامِ این رنج‌ها، دعا می‌کنم که حتی برای لحظه‌ای کوتاه، غمِ عشقِ تو از جان و دلم جدا نشود.

نکته ادبی: تعبیرِ «جدایی از غمِ تو»، پارادوکسی عاشقانه است؛ شاعر دردِ فراق را بر بی‌خیالی ترجیح می‌دهد و آن را نشانه‌ی حیاتِ قلبِ خود می‌داند.

آرایه‌های ادبی

تضاد روشن و تاریک

به کارگیری واژگان متضاد برای برجسته‌سازیِ دگرگونیِ حالِ شاعر از شادکامی به تیره بختیِ ناشی از فراق.

مراعات نظیر دیده، روشنی، تاریک

هماهنگیِ واژگانی که همگی به حوزه‌ی معنایی بینایی و چشم بازمی‌گردند و تصویرِ ذهنیِ منسجمی ایجاد کرده‌اند.