دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۹۳

سنایی
افلاک به تیر عشق بتوانم سفت و آفاق به باد هجر بتوانم رفت
در عشق چنان شدم که بتوانم گفت کاندر یک چشم پشه بتوانم خفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده قدرت لایزال و بی‌پایان عشق در وجود عاشق است. شاعر با بهره‌گیری از اغراق‌های شاعرانه و حماسی، به مقامی اشاره دارد که در آن عاشق، با اتکا به نیروی عشق، قادر است بر کل هستی و کائنات مسلط شود و مرزهای میان حقیقت و مجاز را در نوردد.

در نگاه شاعر، عشق نه تنها راهی برای تعالی روح است، بلکه حالتی است که در آن عاشق به چنان ظرافت و ناچیزی در برابر عظمت هستی می‌رسد که می‌تواند در کوچک‌ترین جزء کائنات نیز سکنی گزیند. این بیانگر وحدت وجود و درهم‌تنیدگیِ عاشق با کل جهان هستی است.

معنای روان

افلاک به تیر عشق بتوانم سفت و آفاق به باد هجر بتوانم رفت

با نیروی عشق چنان توانی می‌یابم که می‌توانم آسمان‌ها را همانند مرواریدی سوراخ کنم و با سرعت بادِ ناشی از دوری و هجران، به دورترین نقاط جهان سفر کنم.

نکته ادبی: واژه 'سفتن' به معنای سوراخ کردن و به رشته کشیدن است که در اینجا برای توصیف قدرت نفوذ عشق به کار رفته است.

در عشق چنان شدم که بتوانم گفت کاندر یک چشم پشه بتوانم خفت

در راه عشق به مقامی رسیده‌ام که با اطمینان می‌گویم می‌توانم به چنان کالبد لطیفی دست یابم که در چشم یک پشه جای گیرم و بخوابم.

نکته ادبی: اشاره به 'چشم پشه' کنایه از غایت کوچکی و ظرافت روح عاشق است که در برابر عظمت عشق، جسمانیت خود را به کلی فراموش کرده است.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) افلاک به تیر عشق بتوانم سفت

شاعر با استفاده از تصویر تیر و افلاک، قدرت نفوذ ناپذیر و حماسی عشق را به تصویر کشیده است.

اغراق (مبالغه) کاندر یک چشم پشه بتوانم خفت

این تصویرسازی بی‌نظیر برای بیان نهایتِ خردی و ظرافت عاشق در برابر عظمت هستی به کار رفته است.

استعاره باد هجر

دوری و فراق به بادی تند تشبیه شده که عاشق را به هر سو می‌برد.