دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۹۰

سنایی
ای عالم علم پیشگاه تو برفت ای دین محمدی پناه تو برفت
ای چرخ فرو گسل که ماه تو برفت در حجله رو ای سخن که شاه تو برفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سوگنامه‌ای است جانسوز در رثای شخصیتی بزرگ، عالم و پیشوای دینی که ستونِ دانش و ایمان در زمانه خویش بوده است. شاعر در این قطعه، مرگ این بزرگوار را نه فقدانِ یک فرد، بلکه تزلزلِ پایه‌های علم و دین و عزایِ تمامِ هستی و کلام می‌داند.

فضا و لحنِ اثر، آمیخته با اندوهی عمیق و بزرگ‌داشتِ مقامِ شامخِ درگذشته است. شاعر با استفاده از نمادهای کیهانی و ادبی، گویی آسمان و زمین را در این سوگِ عظیم شریک می‌کند و از کلام و سخن می‌خواهد که به نشانه عزا در خلوت گزیند.

معنای روان

ای عالم علم پیشگاه تو برفت ای دین محمدی پناه تو برفت

ای کسی که بر علوم الهی و اسرارِ پیشگاهِ حق آگاهی داشتی، تو از میان ما رخت بربستی و ای آیینِ محمدی، آن تکیه‌گاه و پناهِ محکمی که داشتی، از دست رفت.

نکته ادبی: ترکیبِ «عالمِ علمِ پیشگاه» اشاره به احاطه متوفی بر علوم شرعی و عرفانی دارد و واژه «برفت» در اینجا کنایه از وفات یافتن است.

ای چرخ فرو گسل که ماه تو برفت در حجله رو ای سخن که شاه تو برفت

ای آسمان، خود را درهم بشکن و فرو ریز، چرا که ماهِ درخشانِ تو (آن وجودِ پرفروغ) از دست رفت و ای ساحتِ سخن و شاعری، به کنجِ عزلت و حجله درآ، که پادشاهِ تو (استادِ سخن) دیگر در میان نیست.

نکته ادبی: واژه «حجله» در اینجا استعاره از کنجِ عزلت و گوشه‌نشینی برای سوگواری است و «فرو گسل» دعایی برای برهم‌خوردنِ نظامِ کیهانی در رثای بزرگ‌مرد است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه

اشاره به وجودِ نورانی و راهنمای درگذشته که نبودش چون نبودِ ماه در آسمان است.

تشخیص چرخ فرو گسل / در حجله رو ای سخن

خطاب قرار دادنِ آسمان و ساحتِ سخن و نسبت دادنِ کنش‌های انسانی به آن‌ها.

مبالغه چرخ فرو گسل

درخواستِ فروپاشیِ آسمان برای نشان دادنِ عمقِ فاجعه و سنگینیِ ماتم.

ایهام شاه

اشاره به پادشاهیِ درگذشته در میدانِ سخن و دانش و جایگاهِ رفیعِ او.