دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۸۷

سنایی
بس عابد را که سرو بالای تو کشت بس زاهد را که قدر والای تو کشت
تو دیر زی ای بت ستمگر که مرا دست ستم زمانه در پای تو کشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر قدرت ویرانگر و در عین حال دل‌ربای زیبایی معشوق است که همچون مغناطیسی، حتی دین‌داران و زاهدان سرسخت را نیز به کام شکست و نیستی می‌کشد. شاعر در این تصویرسازی، زیبایی معشوق را نیرویی فراتر از تقوای عابدان نشان می‌دهد که در برابر آن، مقاومت معنایی ندارد.

در کنار این توصیفِ حیرت‌انگیز، شاعر با رویکردی متناقض‌نما، برای این بت ستمگر آرزوی عمر طولانی می‌کند، چرا که در تقدیرِ او نوشته شده است که در پایِ معشوق جان ببازد؛ در واقع، نوعی تسلیم عاشقانه در برابر سرنوشتِ محتوم در این ابیات موج می‌زند.

معنای روان

بس عابد را که سرو بالای تو کشت بس زاهد را که قدر والای تو کشت

بسیاری از عابدان به دلیلِ قامتِ موزون و بلند تو از پا درآمدند و بسیاری از زاهدان به خاطرِ شکوه و جایگاهِ والای تو، هستی و تقوای خود را از دست دادند.

نکته ادبی: سرو استعاره‌ای از قدِ بلند و موزون است و واژه کشت در اینجا به معنایِ از پا درآوردن و مغلوب کردن است، نه لزوماً مرگ فیزیکی.

تو دیر زی ای بت ستمگر که مرا دست ستم زمانه در پای تو کشت

ای زیبا‌رویِ بی‌رحم، زنده بمانی و عمرت دراز باد؛ چرا که دستِ روزگار بالاخره مرا به سرنوشتم رساند و در پایِ تو زمین‌گیر و هلاک کرد.

نکته ادبی: بت استعاره از معشوقِ زیبا اما سنگدل است. تضاد در دعا برای طول عمر کسی که ستمگر است، از ویژگی‌های بارز سبک عاشقانه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو

تشبیه قد بلند و موزون معشوق به درخت سرو که نماد زیبایی و کشیدگی است.

استعاره بت

نامیدن معشوق به بت؛ به معنای کسی که بسیار زیباست اما در برابر عواطف و خواهش‌های عاشق سنگدل و بی‌تفاوت است.

مبالغه بس عابد را... بس زاهد را...

اغراق در تأثیر زیبایی معشوق که حتی پارسایانِ پرهیزکار را نیز به زانو درآورده و از پای انداخته است.