دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۸۰

سنایی
گویند که راستی چو زر کانیست سرمایهٔ عز و دولت و آسانیست
گر راست به هر چه راستست ارزانیست من راستم آخر این چه سرگردانیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بیانی تأمل‌برانگیز به تضاد میان آرمان و واقعیت می‌پردازد. شاعر در وهله نخست، صداقت را به مثابه طلای نابِ معدنی، گوهرِ ارزشمند و عامل اصلی عزت و آسایش در زندگی برمی‌شمارد و فضیلتِ آن را می‌ستاید.

اما در ادامه، با نگاهی پرسشگرانه و گلایه‌آمیز به سرنوشتِ خویش می‌نگرد. شاعر از این تناقض که با وجود پایبندی به صداقت، همچنان در بندِ حیرانی و سرگشتگی گرفتار است، شگفت‌زده و معترض است و در واقع از ناهماهنگیِ میانِ اصول اخلاقیِ فردی و رویدادهای ناگوارِ روزگار پرده برمی‌دارد.

معنای روان

گویند که راستی چو زر کانیست سرمایهٔ عز و دولت و آسانیست

گویند که راستی مانند طلایی است که از معدن به دست می‌آید و به همین سبب، پشتوانه و سرمایه‌ای برای رسیدن به عزت، ثروت و آسایش در زندگی محسوب می‌شود.

نکته ادبی: زر کانی اشاره به طلایی است که از معدن استخراج می‌شود و استعاره‌ای از فضیلتِ ذاتی و اصیلِ راست‌گویی است.

گر راست به هر چه راستست ارزانیست من راستم آخر این چه سرگردانیست

اگر صداقت برای هر آنچه در جهان درست و بجاست، شایسته و سزاوار است، پس چرا من که در مسیرِ راستی هستم، این‌گونه دچار حیرت و سرگردانی شده‌ام؟

نکته ادبی: واژه ارزانی در اینجا به معنای سزاوار بودن و لایق بودن است و تکرار واژه راست به صورت جناس، بر ابهام و پرسشِ شاعر افزوده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه راستی چو زر کانیست

تشبیه صداقت به زر معدنی برای نشان دادن ارزش والای آن.

جناس راست / راست / راستم

به کارگیری واژه‌ی راست با معانیِ گوناگون (صداقت، درست بودن، راست‌گو) برای تأکید بر موضوع.

استعاره سرمایه

به کارگیری واژه‌ی سرمایه برای صداقت، دلالت بر این دارد که راستی می‌تواند به عنوان پشتوانه‌ای در زندگی باشد.