دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۷۹

سنایی
چندان چشمم که در غم هجر گریست هرگز گفتی گریستنت از پی چیست
من خود ز ستم هیچ نمی دانم گفت کو با تو و خوی تو چو من خواهد زیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوهی عمیق و جانکاه در پی فراق یار است. شاعر با زبانی حاکی از استیصال و دلسوختگی، از بی‌توجهی معشوق نسبت به رنج‌های بی‌شمار خود سخن می‌گوید و تصویری از یک رابطه یک‌سویه را ترسیم می‌کند که در آن عاشق، به رغم تحمل ستم و بدخلقی‌های یار، همچنان در بندِ مهر او گرفتار است.

فضای کلی حاکم بر این سروده‌ها، حزن و شکوه است. در واقع شاعر، ضمن اعتراف به ناتوانی خود در بیان شکوائیه از رفتارهای ظالمانه معشوق، به نوعی وفاداری و طاقت فرسا در کنار آمدن با خوی تند یار اشاره دارد که گویی تنها اوست که چنین تندی و تلخی را برمی‌تابد.

معنای روان

چندان چشمم که در غم هجر گریست هرگز گفتی گریستنت از پی چیست

چشمان من به خاطر غم دوری از تو آن‌قدر اشک ریخته و گریسته است که گویی دیگر توانی برایش نمانده؛ آیا هرگز از خودت پرسیده‌ای که دلیل این‌همه گریه و بی‌قراریِ مداوم چیست؟

نکته ادبی: ترکیب 'گریستنت' به معنای گریستنِ توست که در اینجا شاعر، چشم یا خویشتن را مورد خطاب قرار داده است. 'چندان' قید مقدار و نشان‌دهنده کثرت و شدت عمل است.

من خود ز ستم هیچ نمی دانم گفت کو با تو و خوی تو چو من خواهد زیست

من شخصاً حتی نمی‌دانم چگونه باید از ستم و بی‌مهری تو شکایت کنم؛ چرا که کسی جز من پیدا نمی‌شود که بتواند با اخلاق و رفتارهای تند و خاص تو، مانند من زندگی کند و این‌همه تلخی را تحمل نماید.

نکته ادبی: واژه 'ستم' در اینجا به معنای بی‌وفایی و رفتارهای آزاردهنده معشوق است. 'خوی' به معنای اخلاق، خصلت و منش است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) چشمم که در غم هجر گریست

شاعر گریستن را به چشم نسبت داده و گویی آن را موجودی جاندار فرض کرده که در غم فراق شریک است.

مبالغه چندان چشمم که در غم هجر گریست

اغراق در شدت و کثرت اشک‌های ریخته شده برای نشان دادن عمق اندوه شاعر.

استفهام انکاری کو با تو و خوی تو چو من خواهد زیست

پرسشی که پاسخ آن منفی است؛ به این معنا که هیچ‌کس دیگر تاب تحمل رفتارهای معشوق را ندارد.