دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۷۴

سنایی
آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست وان کت کلهی نهاد طرار تو اوست
آنکس که ترا بار دهد بار تو اوست وآنکس که ترا بی تو کند یار تو اوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یکی از عمیق‌ترین مفاهیم عرفانی، یعنی تجلی اراده خداوند در تمامی رویدادهای زندگی انسان اشاره دارد. شاعر در این قطعه به خواننده می‌آموزد که حوادث تلخ و شیرین، ویرانی و آبادانی و در نهایت، رهایی از خویشتن، همگی از جانب معشوق ازلی است که با نگاهی بلند و عرفانی، همه این رویدادها را در راستای خیر و کمال عاشق می‌بیند.

فضای حاکم بر این سخن، فضایی از تسلیم مطلق و رهایی از منیت است. شاعر با تضادهای ظاهری، به مخاطب هشدار می‌دهد که قضاوت‌های دنیوی درباره امور خوشایند یا ناخوشایند، همواره صحیح نیست و حقیقتِ هر واقعه، در گروِ ارتباط آن با معشوق است.

معنای روان

آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست وان کت کلهی نهاد طرار تو اوست

کسی که سرِ غرور و نفس تو را قطع می‌کند، در حقیقت دلسوز و غمخوار واقعی توست؛ و کسی که بر سر تو کلاهی (نشان افتخار یا جاه و مقام) می‌گذارد، در واقع دزدِ حقیقت و ایمان توست.

نکته ادبی: طرار به معنای دزد و کلاهبردار است. سر بریدن استعاره از کشتن نفس اماره و غرور است.

آنکس که ترا بار دهد بار تو اوست وآنکس که ترا بی تو کند یار تو اوست

آن که به تو بار و مسئولیتی می‌دهد، خودِ او هم‌سفر و همراهِ بارِ توست؛ و کسی که تو را از بندِ 'خود بودن' و خودپرستی رها می‌سازد، تنها یار و یاور حقیقی توست.

نکته ادبی: بی‌تو کردن به معنای فنای در حق و رهایی از هویت شخصی و منیت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) غمخوار و طرار

شاعر با قرار دادن این دو واژه در کنار هم، تفاوت نگاه عرفانی با نگاه سطحی دنیوی را نشان می‌دهد.

استعاره سر بریدن

اشاره به نابودی نفس اماره و غرور فردی که در عرفان پیش‌شرط رسیدن به حق است.