دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۶۸

سنایی
آنجا که سر تیغ ترا یافتن ست جان را سوی او به عشق بشتافتن ست
زان تیغ اگر چه روی برتافتن ست یک جان دادن هزار جان یافتن ست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ جایگاهِ والایِ ایثار و جان‌بازی در راهِ حقیقت و عشق می‌پردازد. شاعر در این فضایِ عرفانی، شمشیرِ جفا یا امتحانِ معشوق را به مثابهِ دروازه‌ای به سویِ حیاتِ ابدی ترسیم می‌کند و مخاطب را به استقبال از سختی‌هایی دعوت می‌کند که عاقبت‌شان جاودانگی است.

در این نگاه، ترسِ طبیعیِ آدمی از مرگ و نیستی، با شورِ عشقِ الهی و کمال‌خواهی به چالش کشیده می‌شود. این ابیات، پیامی عمیق از تناقضِ حیاتِ فیزیکی در برابرِ حیاتِ معنوی دارد؛ جایی که دست شستن از جانِ مادی، مقدمه‌ای برای دستیابی به هستیِ حقیقی و کثیر است.

معنای روان

آنجا که سر تیغ ترا یافتن ست جان را سوی او به عشق بشتافتن ست

آنجا که محلِ قرارگیریِ شمشیرِ توست، جایگاهِ آن است که جان را با تمامِ اشتیاق و از سرِ عشق، به سوی آن روانه کنیم و با آغوشِ باز به پیشوازِ خطر برویم.

نکته ادبی: سرِ تیغ در اینجا استعاره‌ای از کانونِ بلا و آزمون است و بشتافتن به معنای حرکتِ سریع و مشتاقانه است.

زان تیغ اگر چه روی برتافتن ست یک جان دادن هزار جان یافتن ست

هرچند طبیعتِ انسان در برابرِ شمشیر و خطر، طلبِ دوری و روی‌گردانی می‌کند، اما حقیقت این است که فدا کردنِ یک جانِ فانی، بهایی است که در ازای آن، هزاران جان و حیاتِ جاودانه به دست می‌آید.

نکته ادبی: روی برتافتن کنایه از انصراف و پرهیز است. تضاد میان یک جان و هزار جان، برتریِ عالمِ معنا بر عالمِ ماده را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سر تیغ

اشاره به موانع و آزمون‌های سخت در مسیرِ عشق و سلوک معنوی.

متناقض‌نما (پارادوکس) یک جان دادن هزار جان یافتن

نشان‌دهنده این باورِ عرفانی که مرگِ خودخواسته در راهِ عشق، موجبِ رسیدن به زندگیِ ابدی است.

کنایه روی برتافتن

به معنای روی گرداندن، فرار کردن و ترسیدن از مواجهه با خطر.