دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۶۶

سنایی
تنگی دهن یار ز اندیشه کمست اندیشهٔ ما برون هستی ستم ست
گر هست به نیستی چرا متهمست ار نیست فزونشدست ور هست کمست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

مضمون این ابیات، بیان حیرت و ناتوانیِ ذهن آدمی در ادراکِ حقیقتِ لطیف و پنهانِ معشوق است. شاعر با زبانی فلسفی و عرفانی، پیوندِ وجود و نیستی را به چالش می‌کشد و تأکید می‌کند که اندیشیدن به چیزی جز هستیِ مطلقِ معشوق، نوعی خطایِ شناختی است.

در این فضا، دهانِ معشوق که نمادی از نقطهٔ باریک، ظریف و نادیدنیِ حقیقت است، چنان لطیف است که از حیطهٔ درک و تصورِ انسان خارج است و وجودِ موجوداتِ دیگر در سایهٔ این حقیقتِ مطلق معنا می‌یابد.

معنای روان

تنگی دهن یار ز اندیشه کمست اندیشهٔ ما برون هستی ستم ست

کوچکی و ظرافتِ دهانِ معشوق به قدری است که حتی در خیال و اندیشه نمی‌گنجد؛ از این رو، هرگونه فکر کردن به چیزی بیرون از هستیِ او، ستمی بر حقیقت است.

نکته ادبی: اشاره به لطافتِ ذاتیِ معشوق که از دسترس فهمِ بشری فراتر است و واژه ستم در اینجا به معنایِ خروج از دایرهٔ حقیقت و ادراکِ درست است.

گر هست به نیستی چرا متهمست ار نیست فزونشدست ور هست کمست

اگر این حقیقتِ مطلق وجود دارد، چرا متهم به نیستی و پنهان بودن است؟ و اگر اصلاً وجود ندارد، پس چگونه آثارش در جهان فزونی یافته است؟ و اگر وجود دارد، چرا ما آن را در ادراک خود اندک و نایاب می‌بینیم؟

نکته ادبی: استفاده از تقابلِ وجود و عدم برای بیانِ پارادوکسِ حضور و غیبتِ معشوق که از سنت‌های دیرینهٔ کلام و عرفان است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) هستی و نیستی

تقابلِ مفاهیم برای نشان دادنِ پیچیدگیِ ادراک حقیقت و حیرتِ ذهن میانِ بودن و نبودن.

استعاره تنگی دهن

نمادِ نقطهٔ پنهان، باریک و غیرقابل‌توصیفِ جمالِ یار که ذهنِ آدمی را درگیر می‌کند.

استفهام انکاری چرا متهمست

طرح پرسشی که پاسخ آن منفی است، برای به چالش کشیدنِ باورهای سطحی دربارهٔ هستی.