دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۶۴

سنایی
زین روی که راه عشق راهی تنگ ست نه بر خودمان صلح و نه بر کس جنگست
می باید می چه جای نام و ننگ ست کاندر ره عشق کفر و دین همرنگست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات، طریق عشق را مسیری دشوار و باریک توصیف می‌کند که سالک را از تقابل‌های دنیوی و کشمکش‌های میان صلح و جنگ می‌رهاند. در این ساحت، فرد از قید و بندهای خودساخته و تعارضات بیرونی رهایی می‌یابد.

همچنین تأکید بر این است که در عالم عشق، مفاهیم اعتباری همچون نام و ننگ رنگ می‌بازند و مرزبندی‌های میان کفر و دین، که عامل اصلی تفرقه و جدایی هستند، از میان برداشته شده و وحدانیت جایگزین آن می‌شود.

معنای روان

زین روی که راه عشق راهی تنگ ست نه بر خودمان صلح و نه بر کس جنگست

به این دلیل که مسیر عشق، راهی بسیار باریک و سخت است، در آن نه نیازی به صلح با خود داریم و نه جایی برای جنگیدن با دیگران باقی می‌ماند.

نکته ادبی: تنگ بودن راه استعاره از انحصارگرایی و سختیِ گذار از این مسیر است که سالک را از دوگانه‌های دنیوی جدا می‌کند.

می باید می چه جای نام و ننگ ست کاندر ره عشق کفر و دین همرنگست

باید از شراب عشق نوشید، چرا که در این مقام، توجه به اعتبار اجتماعی و شرم از دیگران بی‌معناست؛ زیرا در مسیر عشق، باورهای دینی و بی‌ایمانی تفاوت خود را از دست می‌دهند و یکسان می‌شوند.

نکته ادبی: می در اینجا نمادِ مستیِ عرفانی و شهود است و تقابل کفر و دین بر وحدتِ وجودیِ عشق دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد صلح و جنگ

اشاره به عبور از دوگانه‌های دنیوی و رسیدن به سکونِ حاصل از عشق.

تضاد کفر و دین

بیانِ وحدتِ وجود در مرتبه عشق که تفاوت‌های عقیدتی در برابر آن رنگ می‌بازد.

نماد می

نمادِ فیض الهی و مستیِ عارفانه که موجب رهایی از تعلقات دنیوی است.