دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۶۰

سنایی
غم خوردن این جهان فانی هوسست از هستی ما به نیستی یک نفسست
نیکویی کن اگر ترا دست رسست کین عالم یادگار بسیار کسست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و حکیمانه به ناپایداری و گذرایی جهان، انسان را به دوری از غم‌های بیهوده و دلبستگی‌های دنیوی دعوت می‌کند. شاعر بر این باور است که زندگی همچون دم و بازدمی کوتاه، بسیار گذراست و فرصت برای حضور در این عرصه محدود است.

در بخش دوم، پند اخلاقی ارزشمندی ارائه می‌شود که بر پایه فرصت‌مغتمی بنا شده است. از آنجایی که دنیا کاروانی است که پیشینیان بسیاری از آن عبور کرده‌اند، تنها میراث ماندگار انسان، نیکی کردن است. در حقیقت، نیکی تنها توشه‌ای است که از این گذرگاه زودگذر بر جای می‌ماند.

معنای روان

غم خوردن این جهان فانی هوسست از هستی ما به نیستی یک نفسست

غصه خوردن و نگرانی برای مسائل این دنیای زودگذر، خیالی خام و بیهوده است؛ زیرا فاصله میان بودن ما در این دنیا و رفتن به سوی مرگ، تنها به اندازه یک نفس کشیدن کوتاه است.

نکته ادبی: واژه هوس در این بافت به معنای اندیشه خام و بیهوده به کار رفته است و نیستی کنایه از مرگ و پایان زندگی است.

نیکویی کن اگر ترا دست رسست کین عالم یادگار بسیار کسست

اگر توانایی و امکان انجام کار خیر داری، حتماً نیکی کن؛ زیرا این دنیا گذرگاه و یادگاری از افراد بسیاری است که پیش از ما بوده‌اند و اکنون جز نام نیک از آنان چیزی باقی نمانده است.

نکته ادبی: ترکیب دست رس بودن کنایه‌ای از توانایی و تمکن است و یادگار در اینجا به معنای ردپایی است که از گذشتگان در حافظه تاریخ باقی مانده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه یک نفس

اشاره به کوتاهی شدید عمر و سرعت گذران لحظات زندگی.

کنایه دست رس

کنایه از توانمندی، تمکن مالی یا قدرت انجام کار نیک.

تضاد هستی و نیستی

تقابل میان دو مفهوم بودن و نبودن که بر ناپایداری حیات تأکید دارد.