دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۵۷

سنایی
هر خوش پسری را حرکات دگرست واندر لب هر یکی حیات دگرست
گویند مزاج مرگ دارد هجران هجر پسران خوش ممات دگرست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش زیبایی یگانه و منحصر‌به‌فرد معشوق می‌پردازند؛ شاعر معتقد است که هر زیبارویی، رفتاری ویژه و روحیه‌ای خاص دارد که او را از دیگران متمایز می‌کند و تأثیرش بر عاشق، یگانه و بی همتا است.

در ادامه، شاعر به تلخیِ هجران اشاره می‌کند و آن را فراتر از مرگ معمول می‌داند. در حالی که مرگ، پایانِ زندگیِ جسمانی است، دوری از معشوق، نوعی مرگِ روح و جانی است که با هیچ معیارِ عادی قابل‌سنجش نیست و رنجی مضاعف دارد.

معنای روان

هر خوش پسری را حرکات دگرست واندر لب هر یکی حیات دگرست

هر جوانی که چهره‌ای زیبا دارد، حرکات و رفتاری متفاوت و مخصوص به خود دارد و در لبان هر یک از آنان، نوعی حیات و نشاطی ویژه و غیرتکراری نهفته است.

نکته ادبی: واژه دگرست مخفف دیگر است می‌باشد که در شعر کهن برای حفظ وزن کاربرد فراوان دارد.

گویند مزاج مرگ دارد هجران هجر پسران خوش ممات دگرست

مردم می‌گویند که ماهیت و طبع جدایی و دوری از محبوب، مانند مرگ است؛ اما دوری از این زیبارویان، نوعی دیگر از مرگ است که بسیار جانکاه‌تر و متفاوت از مرگ معمولی است.

نکته ادبی: واژه مزاج در اینجا به معنای طبع، سرشت و ماهیتِ ذاتی یک پدیده به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) حیات و ممات

شاعر با قرار دادن کلمات حیات (زندگی) در بیت اول و ممات (مرگ) در بیت دوم، تضادی ایجاد کرده تا شدتِ تاثیرِ عشق و فراق را نشان دهد.

ایهام مرگ

اشاره به اینکه مفهوم مرگ در اینجا هم به معنای پایانِ زیستی است و هم به معنای رنجِ ناشی از فقدان معشوق که نوعی مرگِ عاطفی است.