دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۵۵

سنایی
در دام تو هر کس که گرفتارترست در چشم تو ای جان جهان خوارترست
وان دل که ترا به جان خریدار ترست ای دوست به اتفاق غمخوار ترست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بیانِ تناقض‌هایِ درونیِ عشقِ حقیقی می‌پردازد؛ عشقی که در آن هرچه عاشق بیشتر در بندِ معشوق گرفتار شود، در نگاهِ او خوارتر و بی‌مقدارتر به نظر می‌رسد. شاعر با زبانی صریح، این نکته را بازگو می‌کند که شیفتگی و اشتیاقِ راستین، هزینه‌ای جز رنج و اندوهِ بیشتر برای عاشق در پی ندارد.

مفهومِ محوریِ این پاره‌شعر، جان‌نثاری و ازخودگذشتگی در مسیرِ عشق است. کسی که با تمامِ وجود و با بذلِ جان به دنبالِ وصالِ دوست است، بیش از دیگران در معرضِ دردهایِ عاشقانه قرار می‌گیرد و این غم‌خواری، سندی بر صدقِ ادعایِ او در عاشقی است.

معنای روان

در دام تو هر کس که گرفتارترست در چشم تو ای جان جهان خوارترست

هر کسی که بیشتر در کمندِ عشقِ تو اسیر شده است، در نگاهِ تو که جانِ جهانی، حقیرتر و بی‌ارزش‌تر به چشم می‌آید.

نکته ادبی: "خوار" در متون کهن به معنای خُرد، بی‌مقدار و کوچک‌شمرده‌شده است. ترکیب "جانِ جهان" خطاب به معشوق، نشان‌دهنده‌ی بزرگی و شکوهِ او در دیدگانِ عاشق است.

وان دل که ترا به جان خریدار ترست ای دوست به اتفاق غمخوار ترست

و آن دلی که با تمامِ وجود (به قیمتِ جان) خواهانِ رسیدن به توست، ای دوست، بی‌تردید همان دلی است که بیش از دیگران گرفتارِ اندوه و غم است.

نکته ادبی: "به اتفاق" در اینجا به معنایِ بدون شک و به اجماع است. "خریدار" استعاره از عاشقی است که جانِ خود را فدایِ معشوق می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تناقض (Paradox) گرفتارتر / خوارتر

بیان این نکته که شدتِ وابستگی در عشق، منجر به پستیِ مقام در چشمِ معشوق می‌شود.

استعاره (Metaphor) دام

تشبیه کششِ عشق و جذبه‌ی معشوق به دامی که عاشق را اسیر می‌کند.

کنایه (Allusion) به جان خریدار بودن

کنایه از نهایتِ اشتیاق و آمادگی برای بذلِ جان در راهِ رسیدن به مقصود.