دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۵۱

سنایی
محراب جهان جمال رخسارهٔ تست سلطان فلک اسیر و بیچارهٔ تست
شور و شر و شرک و زهد و توحید و یقین در گوشهٔ چشمهای خونخوارهٔ تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف شکوه و قدرت بی‌حد و حصرِ زیباییِ معشوق می‌پردازد؛ زیبایی‌ای که نه تنها در عالم مادی و زمینی، بلکه در آسمان‌ها و قلمرو هستی نیز فرمانرواست.

شاعر با نگاهی عمیق، تمام احوالات متضاد و گوناگون انسانی، از شک و ایمان تا شور و زهد را در گروِ نگاهِ معشوق می‌داند و او را کانون اصلی تمام رویدادهای عالم ترسیم می‌کند.

معنای روان

محراب جهان جمال رخسارهٔ تست سلطان فلک اسیر و بیچارهٔ تست

جمال چهره تو آن مکان مقدسی است که تمام عالم رو به آن نماز می‌برند (محراب جهان) و خورشید و ستارگان آسمان در برابر عظمت این زیبایی، حقیر و گرفتارند.

نکته ادبی: محراب جهان ترکیبی اضافی است که به مقام والای چهره معشوق اشاره دارد و سلطان فلک استعاره‌ای برای خورشید یا افلاک است.

شور و شر و شرک و زهد و توحید و یقین در گوشهٔ چشمهای خونخوارهٔ تست

تمامی احوالات انسانی، از هیاهو و شرارت گرفته تا ایمان، کفر، زهد و یقین، همگی تنها گوشه‌ای از بازی‌های نگاهِ دلربا و گیرای توست که جان عاشق را تسخیر می‌کند.

نکته ادبی: خونخواره در اینجا به معنای قاتل و خشن نیست، بلکه کنایه از نگاهی است که با جذبه و افسون، هوش و حواس عاشق را می‌رباید.

آرایه‌های ادبی

استعاره محراب جهان

تشبیه صورت معشوق به محراب که مرکز توجه و عبادت است.

مبالغه سلطان فلک اسیر و بیچارهٔ تست

بزرگ‌نمایی قدرت معشوق تا حدی که آسمان‌ها و اجرام سماوی در برابر او ناتوانند.

مراعات نظیر (تناسب) شور و شر و شرک و زهد و توحید و یقین

گردآوری مفاهیم متضاد و مرتبط با احوالات درونی انسان که نشان‌دهنده گستردگی نفوذ معشوق بر روان آدمی است.