دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۹

سنایی
لشکرگه عشق عارض خرم تست زنجیر بلا زلف خم اندر خم تست
آسایش صدهزار جان یک دم تست ای شادی آن دل که در آن دل غم تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش معشوق سروده شده و بیانگر حال و هوای تسلیم‌شدن در برابر زیبایی و افسونِ اوست. شاعر، عشق را یک قلمروِ تسخیرناپذیر می‌داند که چهره‌ی زیبای معشوق، مرکز فرماندهی و جولانگاه آن است.

درون‌مایه‌ی اصلی، پارادوکسِ عشق است؛ جایی که هم‌نشینیِ غم و شادی در قلبِ عاشق، موهبتی است که ارزش آن برای عاشق از آسایشِ هزاران جان بیشتر است و این اندوه، خود عینِ کمالِ شادی است.

معنای روان

لشکرگه عشق عارض خرم تست زنجیر بلا زلف خم اندر خم تست

چهره‌ی شاداب و زیبای تو، اردوگاه و میدانگاه لشکر عشق است و زلف‌های پرپیچ و تاب تو، زنجیری است که عاشق را به بندِ گرفتاری و بلا می‌کشد.

نکته ادبی: لشکرگه به معنای اردوگاه نظامی است؛ شاعر با استعاره‌ای درخشان، چهره‌ی معشوق را به میدان نبردی تشبیه کرده که عشق در آن اقامت دارد.

آسایش صدهزار جان یک دم تست ای شادی آن دل که در آن دل غم تست

آرامش و آسودگیِ صد هزار جان در گروِ یک لحظه حضور توست؛ چه خوشبخت است آن دلی که اندوهِ عشق تو را در خود جای داده است.

نکته ادبی: در این بیت، غمِ دلبر یک صفتِ ممتاز محسوب می‌شود؛ زیرا عاشقان واقعی، دردِ معشوق را بر هرگونه آسایشِ دنیوی ترجیح می‌دهند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه زنجیر بلا

زلف معشوق به زنجیر تشبیه شده است که استعاره‌ای برای اسارت و گرفتاری عاشق در دام زلف است.

تضاد و پارادوکس شادی آن دل که در آن دل غم تست

جمع شدنِ شادی و غم در کنار هم که بیانگر لذت‌بخش بودنِ رنجِ عاشقی برای دلِ عاشق است.

استعاره لشکرگه عشق

چهره معشوق به عنوان پایگاه و مرکز استقرار لشکر عشق تصویر شده است تا قدرتِ نفوذ زیبایی او را نشان دهد.