دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۷
سناییدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات به توصیف ماهیت فریبنده و دوگانه لذات دنیوی یا معشوقی ناپایدار میپردازد. شاعر در فضایی آمیخته با وجد و حسرت، بیان میکند که چگونه آنچه در آغاز سببِ شادی و مستی است، در نهایت به رنج و اندوه ختم میشود.
مفهوم محوریِ این قطعه، ناپایداریِ عیش و پیامدِ تلخِ دلبستن به اموری است که در عینِ دلربایی، سرانجامِ خوشی ندارند و تنها ردی از پشیمانی بر جای میگذارند.
معنای روان
ای که همچون گل و شراب، همواره در گردش هستی و دستبهدست میشوی، هر کجا حضور داری شادی میآفرینی و هرکس با تو در میآمیزد، مست و ازخودبیخود میشود.
نکته ادبی: واژه «مُل» در ادب کهن به معنای شراب ناب است. عبارت «دست به دست» کنایه از رواج و در دسترس بودنِ همگانی است.
آن که حتی شبی را با تو به معاشرت گذراند، در پایانِ این همنشینی، جز رنج (خار) و عوارضِ تلخِ پس از مستی (خمار) بهرهای نبرد و چیزی از تو به چنگ نیاورد.
نکته ادبی: ترکیب «خار و خمار» در برابر «خرمی و مستی» در بیت قبل، تضادی کنایی برای نشان دادنِ فرجامِ محتومِ لذاتِ زودگذر است.
آرایههای ادبی
معشوق یا لذت دنیوی به گل (زیبایی) و شراب (سرمستی) تشبیه شده است.
تقابل میان لحظات شیرینِ ابتدایی و عواقبِ تلخِ پایانی.
کنایه از فراگیری، رواج و ناپایداری در یک جایگاه خاص.