دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۴

سنایی
مستست بتا چشم تو و تیر به دست بس کس که به تیر چشم مست تو بخست
گر پوشد عارضت زره عذرش هست از تیر بترسد همه کس خاصه ز مست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تصویرسازی قدرت تسخیرکننده، افسونگر و در عین حال آسیب‌زای نگاه محبوب می‌پردازد. شاعر چشمان خمار و پرشور معشوق را به فردی مست تشبیه می‌کند که گویی تیری در دست دارد و هر ناظری را بی‌محابا مجروح می‌کند.

در نهایت، شاعر با لحنی طنازانه و رندانه، دفاع در برابر این زیبایی مرگبار را با پوشیدن زره امری کاملاً موجه و عقلانی می‌داند، چرا که رویارویی با تیری که از کمان چشمان یک مست رها شده، خطری دوچندان دارد.

معنای روان

مستست بتا چشم تو و تیر به دست بس کس که به تیر چشم مست تو بخست

ای محبوب، چشمانِ خمار تو همچون فردی مست، در دست تیری دارد که هر ناظری را مجروح می‌کند؛ بسیاری از عاشقان به واسطه همین تیرِ نگاهِ نافذ تو، از پای درآمده و مجروح شده‌اند.

نکته ادبی: واژه «مست» در اینجا صفتِ چشمان و به معنای خمار، بی‌رمق و گیرا است؛ همچنین «بخست» بن ماضی از فعل «خستن» به معنای مجروح کردن و زخمی کردن است.

گر پوشد عارضت زره عذرش هست از تیر بترسد همه کس خاصه ز مست

اگر کسی در برابر صورتِ زیبای تو زره بر تن کند، کارش کاملاً موجه و پذیرفته است؛ چرا که همگان از تیر می‌ترسند و این ترس در برابرِ کسی که مست است و بی‌محابا تیر می‌اندازد، دوچندان می‌شود.

نکته ادبی: «عارض» استعاره از چهره و صورت معشوق است. تعبیر «مست» در اینجا هم صفتِ نگاه است و هم استعاره‌ای برای توصیف غیرقابل پیش‌بینی بودنِ خطرِ نگاه معشوق.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشبیه تیر چشم

تشبیه نگاهِ معشوق به تیرِ جنگی که همگان را مجروح می‌کند و قدرتِ نفوذ و آسیب‌رسانی آن را نشان می‌دهد.

کنایه مست

کنایه از نگاهِ خمار، گیرا و پرهیزناپذیرِ معشوق که عقل از سر عاشق می‌رباید و مانند فرد مست، رفتارِ پیش‌بینی‌ناپذیری دارد.

تناسب (مراعات نظیر) تیر، زره، بخست

بهره‌گیری از واژگانِ حوزه جنگ و دفاع برای تصویرسازی تقابلِ میانِ عاشقِ بی‌دفاع و نگاهِ سلاح‌گونه معشوق.