دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۲

سنایی
خواهم که به اندیشه و یارای درست خود را به در اندازم ازین واقعه چست
کز مذهب این قوم ملالم بگرفت هر یک زده دست عجز در شاخی سست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات، بیانگرِ بیزاریِ خود از وضعیتِ فکری و اعتقادیِ محیطِ پیرامون است و در پی آن است که با بهره‌گیری از خرد و توانمندیِ شخصی، خود را از حصارِ این بندها و تعلقاتِ سستِ اطرافیان رها کند. این قطعه، نشان‌دهنده‌ی طلبِ رهایی از تقلید و نادانیِ عوام است.

فضای شعر، فضایی حماسی-عرفانی است که در آن فردِ دانا در پیِ گسستن از تعلقاتِ ناپایدارِ دنیوی و باورهای بی‌بنیادِ هم‌قطارانِ خویش است تا به ساحلِ امنیت و یقین برسد.

معنای روان

خواهم که به اندیشه و یارای درست خود را به در اندازم ازین واقعه چست

قصد دارم با تکیه بر تفکر صحیح و نیروی خرد، خود را چالاکانه از این گرفتاری و مهلکه بیرون بکشم.

نکته ادبی: «یارا» به معنای توانایی و قدرت و «چست» در اینجا به معنای چالاکی و هوشیاری است که در معنای قیدِ حالت به کار رفته است.

کز مذهب این قوم ملالم بگرفت هر یک زده دست عجز در شاخی سست

زیرا که از مذهب و آیینِ این قومِ نادان دل‌زده و ملول شده‌ام؛ چرا که هر یک از آنان در اوجِ درماندگی، به شاخه‌ای خشکیده و سست (باورهای بی‌بنیاد) چنگ زده‌اند.

نکته ادبی: «شاخی سست» استعاره از تکیه‌گاه‌های نامطمئن و اعتقادات بی‌پایه است که در هنگام سختی فرومی‌ریزد.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخی سست

تکیه کردن بر باورهای بی‌بنیاد و امیدهای واهی که در زمان درماندگی هیچ کمکی به انسان نمی‌کند.

کنایه به در انداختن

کنایه از رهایی یافتن، نجات یافتن و بیرون رفتن از یک شرایطِ محدودکننده.