دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۰

سنایی
ای مانده زمان بنده اندر یادت دادست ملک ز آفرینش دادت
تو عید منی به عید بینم شادت ای عید رهی عید مبارک بادت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالبِ مدیحه‌سرایی و خطاب به شخصیتی والامقام یا محبوب سروده شده است که در آن، جایگاهِ رفیعِ مخاطب با بهره‌گیری از مفاهیمِ زمان و تقدیرِ الهی ستوده می‌شود. فضای کلیِ شعر، آمیزه‌ای از ستایش، ارادت و پیوندِ قلبی است که در آن، شاعر مخاطبِ خود را مرکزِ هستی و دلیلِ شادیِ خویش می‌داند.

شاعر در این قطعه، مفهومِ «عید» را از یک مناسبتِ تقویمی به یک واقعه‌ی وجودی ارتقا می‌دهد؛ گویی حضور یا یادِ آن شخص، عینِ عید و شادمانی است. لحنِ اثر، صمیمی، مشتاقانه و در عین حال فاخر است که پیوندی عمیق میانِ واژگانِ کهن و احساساتِ لطیفِ انسانی برقرار می‌کند.

معنای روان

ای مانده زمان بنده اندر یادت دادست ملک ز آفرینش دادت

ای کسی که گذشتِ زمان، اسیرِ یاد و خاطره‌ی تو گشته است؛ خداوندِ جهان‌آفرین، از همان ابتدای خلقت، شایستگیِ فرمانروایی و دادگری را به تو بخشیده است.

نکته ادبی: عبارت «بنده اندر یادت» کنایه از عظمت و برتری مخاطب است که حتی زمان را مقهورِ خود کرده است؛ «داد» در مصراع دوم می‌تواند به معنای عدالت‌گستری یا بهره‌مندی از شکوهِ خلقت باشد.

تو عید منی به عید بینم شادت ای عید رهی عید مبارک بادت

تو برای من به منزله‌ی عید هستی و در این روزِ عید، شادکامیِ تو را می‌بینم. ای که عیدِ واقعیِ من (بنده و دوستدار تو) هستی، این عید بر تو مبارک و فرخنده باد.

نکته ادبی: واژه‌ی «رهی» به معنای بنده و چاکر است که در اینجا به خودِ شاعر اشاره دارد؛ تکرارِ واژه‌ی عید در این بیت برای تأکید بر پیوندِ میانِ خجستگیِ روز و شأنِ معنویِ مخاطب است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) مانده زمان بنده اندر یادت

شاعر زمان را به مثابه‌ی موجودی زنده و بنده تصور کرده است که در برابر عظمت یادِ مخاطب سر تعظیم فرود آورده است.

استعاره تو عید منی

تشبیه مستقیمِ مخاطب به «عید» برای نشان دادن اینکه حضور او سرچشمه‌ی اصلی شادی و سرور برای شاعر است.

تکرار عید

تکرارِ واژه‌ی عید در مصراع دوم برای ایجادِ موسیقیِ کلام و پیوند دادنِ شادمانیِ تقویمی به شأنِ والای مخاطب.