دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۸

سنایی
آن موی که سوز عاشقان می انگیخت کز یک شکنش هزار دلداده گریخت
آخر اثر زمانه رنگی آمیخت تا در کفش از موی سیه پاک بریخت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی تأمل‌برانگیز و حزن‌آلود به مقوله گذر عمر و زوال زیبایی جوانی می‌پردازد. شاعر در کانون توجه خود، زلف یار را قرار داده است که در دوران جوانی مایه شور و شیدایی عاشقان بود و اکنون با گذشت زمان، آن شکوه و سیاهی خود را از دست داده است.

درونمایه اصلی این شعر، تسلیم در برابر تقدیر و تغییرات ناگزیر زمانه است. تصویری که ارائه می‌شود، نمایانگر تقابل میان شورِ دوران جوانی و سکونِ دوران پیری است که با استعاره‌ای از سفید شدن موها به تصویر کشیده شده است.

معنای روان

آن موی که سوز عاشقان می انگیخت کز یک شکنش هزار دلداده گریخت

آن مویی که زمانی آتش عشق را در دل عاشقان شعله‌ور می‌کرد و به سبب یک پیچ و تاب از آن، هزاران دلداده شیفته و بی‌قرار می‌شدند.

نکته ادبی: شکن به معنای پیچ و تاب و خم زلف است و گریختن در اینجا به معنای از دست رفتنِ اختیار دل عاشقان به کار رفته است.

آخر اثر زمانه رنگی آمیخت تا در کفش از موی سیه پاک بریخت

سرانجام تأثیر گذر روزگار، رنگ سفیدِ پیری را بر آن افشاند و آن‌چنان اثر کرد که موهای سیاه را از سر او پاک کرد و از میان برد.

نکته ادبی: رنگی آمیختن استعاره‌ای لطیف برای سفید شدن مو بر اثر کهولت سن است و پاک بریختن به معنای ریزش یا زدودن کامل سیاهی از موهاست.

آرایه‌های ادبی

مبالغه هزار دلداده گریخت

شاعر برای تأکید بر زیباییِ سحرآمیزِ مو، از اغراق در شمارِ دلدادگانِ شیفته استفاده کرده است.

استعاره رنگی آمیخت

اشاره به سپید شدن موها در اثر گذشت زمان که به رنگ‌آمیزیِ روزگار تشبیه شده است.

تضاد موی سیه و اثر زمانه

تضاد میان رنگ سیاه جوانی و رنگ پیری که نشان‌دهنده گذر عمر است.