دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۲۵

سنایی
تا دیده ام آن سیب خوش دوست فریب کو بر لب نوشین تو می زد آسیب
اندیشهٔ آن خود از دلم برد شکیب تا از چه گرفت جای شفتالو سیب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی تغزلی و سرشار از تحسینِ زیبایی‌های چهره‌ی محبوب را ترسیم می‌کنند. شاعر با نگاهی دقیق و جزئی‌نگرانه، اجزای صورت یار را به میوه‌هایی چون سیب و شفتالو تشبیه کرده و از تأثیرِ عمیق و حیرت‌انگیزِ این ویژگی‌ها بر بی‌قراری و شیداییِ خویش سخن می‌گوید.

درونمایه‌ی اصلی این قطعه، حیرتِ عاشق از تغییر یا جابه‌جاییِ زیبایی‌هایِ چهره‌ی معشوق است که او را دچار تلاطمِ روحی کرده و صبر و قرار را از دلش ربوده است. لحن شاعر در عینِ جدیت در عاشقی، لطیف و بازیگوشانه است و به ستایشِ زیبایی‌هایِ طبیعیِ معشوق می‌پردازد.

معنای روان

تا دیده ام آن سیب خوش دوست فریب کو بر لب نوشین تو می زد آسیب

از همان لحظه‌ای که آن سیبِ خوش‌منظر و فریبنده را دیدم که بر لبانِ شیرینِ تو ساییده می‌شد و بر آن‌ها تکیه داشت، تمامِ آرامشِ من از دست رفت.

نکته ادبی: واژه «آسیب» در اینجا معنایِ منفیِ تخریب نمی‌دهد، بلکه به معنایِ تماس، پهلو گرفتن و هم‌نشینی است.

اندیشهٔ آن خود از دلم برد شکیب تا از چه گرفت جای شفتالو سیب

اندیشیدن به آن سیب، صبر و شکیبایی را از دلِ من بیرون برد؛ چرا که مدام در حیرتم که چگونه و چرا این سیب، جایِ آن شفتالو (هلو) را در چهره‌ی تو گرفته است.

نکته ادبی: «شفتالو» در متون ادبی گاهی استعاره از نرمی و لطافتِ پوستِ صورت یا لب است و «شکیب» به معنایِ صبر و طاقت است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سیب و شفتالو

تشبیه اجزای چهره‌ی محبوب (احتمالاً خال، گونه یا لب) به میوه‌های خوش‌رنگ و لعاب برای القای حسِ طراوت و تازگی.

مراعات نظیر سیب، شفتالو

هم‌نشینی واژگانِ مربوط به میوه‌ها که فضای تصویرسازیِ شعر را یکپارچه و منسجم کرده است.

ایهام آسیب

بازیِ زبانی با کلمه‌ی آسیب؛ که در ظاهر به معنای ضربه است، اما در بافتِ شعر به معنایِ تکیه دادن و تماسِ فیزیکیِ دو عضو است.