دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۸

سنایی
آنکس که ز عابدی در ایام شراب نشنید کس از زبان او نام شراب
از عشق چنان بماند در دام شراب کز محبره فرمود کنون جام شراب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت به دگرگونی احوال یک زاهد و پارسا در اثر هجومِ عشق می‌پردازد. شاعر تصویرِ عابدی را ترسیم می‌کند که چنان در حصارِ تقوا بود که حتی نامی از باده بر زبان نمی‌آورد، اما در نهایت، عشق بنیانِ این زهد را ویران می‌کند.

در این اشعار، تقابلِ میانِ علم و تقوا با مستی و عاشقی به تصویر کشیده شده است. شاعر با استفاده از نمادهایی چون «محبره» که نشان‌دهنده‌ی عالمِ دین و دانش است، نشان می‌دهد که چگونه عشق می‌تواند تمامِ ابزارهای عقلانیت و پارسایی را در خدمتِ جنونِ عاشقانه درآورد و عالم را به باده‌نوش بدل کند.

معنای روان

آنکس که ز عابدی در ایام شراب نشنید کس از زبان او نام شراب

شخصی که چنان زاهد و پرهیزگار بود که در روزگاری که باده‌نوشی رواج داشت، هیچ‌کس حتی نامی از شراب از دهان او نشنیده بود.

نکته ادبی: واژه «عابد» به معنای عبادت‌کننده و گوشه‌نشین است و «ایام شراب» کنایه از دورانی است که محیط برای میگساری مساعد بوده است.

از عشق چنان بماند در دام شراب کز محبره فرمود کنون جام شراب

او چنان تحت تأثیر عشق گرفتارِ شراب‌خواری شد که قلمدان و دواتِ (محبره) خود را که ابزار علم و دانش بود، به جام شراب تبدیل کرد.

نکته ادبی: واژه «محبره» به معنای دوات‌دان است که نمادِ عالمِ علم و دانش و طریقتِ زاهدانه است و تبدیل آن به جام، نشان‌دهنده تغییرِ کاملِ مسیرِ زهد در برابرِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد عابد و شراب / محبره و جام

قرار گرفتن مفاهیمِ متضادِ زهد و مستی در کنار هم برای نشان دادن تغییر احوالِ عاشق.

نمادپردازی محبره

محبره در ادبیاتِ کهن نمادِ سواد، علم و تقواست که در اینجا به شکلی پارادوکسیکال در خدمتِ میگساری قرار گرفته است.