دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱۷

سنایی
گفتی که کیت بینم ای در خوشاب دریاب مرا و خویشتن را دریاب
کایام چنان بود که شبها گذرد کز دور خیال هم نبینیم به خواب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی اندوه‌گین و عاشقانه، شرحِ حالِ دوری و بی‌قراریِ جانکاهِ عاشق را بازگو می‌کند. شاعر در این قطعه، از طولانی شدنِ فراق و گذرِ بی‌رحمانه‌ی زمان گلایه دارد، به‌گونه‌ای که نه تنها دیدارِ واقعی، بلکه حتی رویای دیدار در خواب نیز از او دریغ شده است.

مضمون اصلی، استیصال و حسرت است؛ شاعر با خطاب قرار دادنِ معشوق که به مرواریدی ارزشمند تشبیه شده، از او می‌خواهد که قدرِ لحظات را بداند و به فریادِ عاشق برسد، چرا که فاصله و دوری چنان زیاد شده است که وصال به آرزویی دست‌نیافتنی بدل گشته است.

معنای روان

گفتی که کیت بینم ای در خوشاب دریاب مرا و خویشتن را دریاب

تو از من پرسیدی که چه زمانی تو را خواهم دید، ای کسی که همچون مرواریدی درخشان و ارزشمندی. پس هم به دادِ من برس و مرا دریاب، و هم خودت را دریاب و مراقبِ خویش باش که فرصت دیدار کوتاه است.

نکته ادبی: در خوشاب به معنای مرواریدِ آبدار و درخشان است که استعاره از معشوقِ گران‌بهاست. واژه دریاب تکرار شده تا هم بر رسیدگی به حال عاشق و هم بر ضرورتِ استفاده از فرصت‌ها تأکید شود.

کایام چنان بود که شبها گذرد کز دور خیال هم نبینیم به خواب

روزگار چنان تلخ و سخت بر ما می‌گذرد که شب‌ها یکی پس از دیگری سپری می‌شوند، اما دریغ که حتی تصویر خیالی تو را هم در رویا نمی‌بینیم.

نکته ادبی: خیال در اینجا به معنای تصویر ذهنی از محبوب است. شاعر با اغراق در دوری، بیان می‌کند که شدتِ فراق حتی سدِ راهِ خیال‌پردازی در خواب نیز شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره در خوشاب

تشبیه معشوق به مرواریدی که درونِ صدف است و درخشش و ارزشِ بسیاری دارد.

تکرار دریاب

تکرارِ واژه برای تأکید بر التماس و نیاز عاشق به توجهِ معشوق.

اغراق خیال هم نبینیم به خواب

بزرگ‌نمایی در شدتِ دوری که حتی امکانِ دیدنِ معشوق در رویا را نیز غیرممکن می‌سازد.