دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۹

سنایی
در دل ز طرب شکفته باغیست مرا بر جان ز عدم نهاده داغیست مرا
خالی ز خیالها دماغیست مرا از هستی و نیستی فراغیست مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حالات متعالی یک عارف است که به آرامش درونی و رهایی از تعلقات ذهنی دست یافته است. شاعر در فضایی سرشار از نشاط معنوی، از پیوند میان شکوفایی جان و دوری از درگیری‌های هستی‌شناسانه سخن می‌گوید و به خواننده نوید رسیدن به مرتبه‌ای از بی‌خیالی و وارستگی عارفانه را می‌دهد.

معنای روان

در دل ز طرب شکفته باغیست مرا بر جان ز عدم نهاده داغیست مرا

در دل من به خاطر شادی و سرور، باغی زیبا و سرسبز شکفته است.

نکته ادبی: باغی شکفته در دل استعاره از نشاط و بهجت درونی است که مانند گلستانی در قلب جلوه‌گر شده است.

خالی ز خیالها دماغیست مرا از هستی و نیستی فراغیست مرا

بر روح و جان من، از عالم بی‌نشانگی و عدم، داغ و نشانی عمیق نهاده شده است.

نکته ادبی: داغ نهادن بر جان کنایه از دریافت اثری ماندگار و خاص از عالم معنا و حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره باغی شکفته

اشاره به سرور و نشاط درونی که به زیباییِ باغی در قلب شکوفا شده است.

کنایه داغ نهاده بر جان

نشانگرِ اثری ماندگار از عالمِ حقیقت بر روح و جانِ عارف.

تضاد هستی و نیستی

تقابل میان بودن و نبودن که شاعر با رسیدن به مقامِ فراغت از هر دو، از آن عبور کرده است.