دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۸

سنایی
در منزل وصل توشه ای نیست مرا وز خرمن عشق خوشه ای نیست مرا
گر بگریزم ز صحبت نااهلان کمتر باشد که گوشه ای نیست مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، سراینده با زبانی فروتنانه، تهی‌دستیِ خود را در مسیرِ رسیدن به معشوقِ ازلی و کمالِ معنوی ابراز می‌کند. او خود را فاقدِ ابزار لازم برای پیمودن راه وصال می‌بیند و از همنشینی با مردمِ بی‌بهره از معرفت گلایه دارد.

فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از حیرت و اندوه است؛ اندوهِ جاماندن از کمال و ناگزیری از همراهی با کسانی که با او هم‌دل نیستند. شاعر به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه نداشتنِ پناهگاه و خلوت‌گاه، تحملِ ناملایماتِ همنشینی با نااهلان را دشوارتر می‌سازد.

معنای روان

در منزل وصل توشه ای نیست مرا وز خرمن عشق خوشه ای نیست مرا

برای رسیدن به جایگاه وصال و دیدار با تو، هیچ آمادگی و دستاوری ندارم و از گستره بی‌کرانِ عشق تو، حتی کمترین بهره‌ای به من نرسیده است.

نکته ادبی: توشه در اینجا استعاره از عمل خیر و آمادگیِ روحی برای طی طریق است و خرمن نمادِ کمال و حقیقتِ عشق است.

گر بگریزم ز صحبت نااهلان کمتر باشد که گوشه ای نیست مرا

اگر بخواهم از همراهیِ کسانی که ارزش عشق را نمی‌دانند دوری کنم، برایم ممکن نیست؛ چرا که هیچ خلوت‌گاه یا پناهگاهی برای تنهایی و آسودن ندارم.

نکته ادبی: گوشه در اینجا نمادِ انزوا، خلوت و آرامشِ روحی است که شاعر از آن بی‌بهره مانده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره منزل وصل و خرمن عشق

تشبیه مقامِ معنوی به منزل و گستره‌ی عشق به خرمن برای نشان دادنِ عظمت و دست‌نیافتنی بودنِ آن.

نماد گوشه

اشاره به انزوا و خلوتِ عارفانه که شاعر از آن محروم است.

کنایه نااهلان

اشاره به افراد بی‌خرد در مقابلِ اهلِ معرفت که زمینه‌سازِ تنهاییِ درونی شاعر شده است.