دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۶

سنایی
هر چند بسوختی به هر باب مرا چون می ندهد آب تو پایاب مرا
زین بیش مکن به خیره در تاب مرا دریافت مرا غم تو، دریاب مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از شعر، تصویری عمیق از استیصال عاشقی است که در آتش هجران و بی‌مهریِ معشوق می‌سوزد. شاعر با استعاره‌پردازیِ دقیق، از معشوقی سخن می‌گوید که هم عامل سوزشِ اوست و هم تنها کسی است که می‌تواند با جرعه‌ای عنایت، او را نجات دهد، اما دریغ که این مایه حیات، برای عاشق قابل دستیابی نیست.

لحن کلی اثر، فریادی حزین و در عین حال ملتمسانه است. شاعر از بی‌نتیجه بودنِ این رنج‌کشیدن‌ها شکایت دارد و از معشوق می‌خواهد که بیش از این، او را در آتشِ بلاتکلیفی و اضطراب رها نکند و با یک نگاهِ محبت‌آمیز، او را از گردابِ غمی که در آن گرفتار شده، نجات دهد.

معنای روان

هر چند بسوختی به هر باب مرا چون می ندهد آب تو پایاب مرا

اگرچه تو مرا در هر موضوع و از هر طریقی به آتش کشیدی و سوزاندی، اما با این حال، آن آبی که تو از آن سخن می‌گویی یا به آن وعده می‌دهی، به اندازه‌ای نیست که جای پایی برای من در میانِ دریای بلا فراهم کند تا بتوانم بایستم و آرام گیرم.

نکته ادبی: پایاب به معنای جای کم‌عمقی در آب است که می‌توان در آن ایستاد؛ در اینجا کنایه از دسترسی به یک مأمن یا راهِ نجاتِ حداقلی است.

زین بیش مکن به خیره در تاب مرا دریافت مرا غم تو، دریاب مرا

بیش از این مرا بی‌دلیل و از روی هوس به تب و تاب و اضطراب نینداز. غم و اندوهِ هجرانِ تو اکنون بر من چیره شده و مرا فرا گرفته است؛ پس تا کار از کار نگذشته، به دادم برس و مرا دریاب.

نکته ادبی: به خیره در متون کهن به معنای بی‌دلیل، از روی بی‌خردی یا بیهوده است. جناس بین دریافت (فرا گرفتن و چیره شدن) و دریاب (طلبِ یاری و درک کردن) زیباییِ کلام را دوچندان کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد سوختن و آب

تقابل معنایی میان آتش و آب برای نمایشِ تناقضِ درونیِ عاشق که از سویی می‌سوزد و از سوی دیگر تشنه‌ی جرعه‌ای رحمت است.

جناس و اشتقاق دریافت و دریاب

استفاده از ریشه مشترک برای نشان دادن چیرگیِ غم بر عاشق و طلبِ نجات از معشوق.

کنایه پایاب

اشاره به مکانی امن یا راهی برای نجات در میان دریایِ بلا و رنج.