دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۵

سنایی
ای کبک شکار نیست جز باز ترا بر اوج فلک باشد پرواز ترا
زان می نتوان شناختن راز ترا در پرده کسی نیست هم آواز ترا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر به توصیف حالتی از تعالی و دست‌نیافتنی بودنِ وجودی والا می‌پردازد. شاعر در قالب مخاطب قرار دادنِ یک کبک، از شکوه، عزلت و حریمی سخن می‌گوید که فرد یا موجودِ مورد خطاب در آن جای گرفته است. فضای کلی اثر، حاکی از یک تنهاییِ غرورآمیز و پررمزوراز است که در آن، دسترسی به ژرفای وجودِ مخاطب برای دیگران ناممکن شده است.

پیام اصلی اثر، تأکید بر والامقامی و بی‌همتاییِ کسی است که در اوجِ کمالِ خود، از دسترسِ اغیار دور مانده و رازِ هستیِ او بر کسی آشکار نیست. این انزوا نه از سرِ ناتوانی، بلکه از سرِ بلندپروازی و شکوهِ وجودی است که با هیچ‌کس در آن مقامِ خلوت، هم‌سخنی و هم‌رازی وجود ندارد.

معنای روان

ای کبک شکار نیست جز باز ترا بر اوج فلک باشد پرواز ترا

ای کبک، شکارچیِ تو تنها بازِ بلندپرواز است و پروازگاهِ تو در اوج آسمان‌ها قرار دارد.

نکته ادبی: واژه 'باز' در اینجا علاوه بر معنای پرنده شکاری، نماد قدرت و حریفی است که تنها او توانِ درگیری با موجودی چنین بلندمرتبه را دارد.

زان می نتوان شناختن راز ترا در پرده کسی نیست هم آواز ترا

به همین دلیل است که کسی نمی‌تواند رازِ نهفته در وجودت را دریابد، چرا که تو در حریمِ خلوتِ خود چنان جای گرفته‌ای که هیچ‌کس توانِ هم‌نوایی و همراهی با تو را ندارد.

نکته ادبی: ترکیب 'در پرده بودن' کنایه از پوشیدگی، خلوت‌گزینی و آشکار نبودنِ احوالِ درونی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص و استعاره ای کبک

خطاب قرار دادن کبک و نسبت دادن ویژگی‌های انسانیِ والا به آن برای بیانِ تعالیِ مخاطب.

اغراق بر اوج فلک باشد پرواز ترا

بزرگ‌نمایی در قدرت پرواز برای نشان دادنِ دوری از دسترسِ زمینیان و بلندمرتبگی وجود.

نمادگرایی باز

نمادِ حریفِ بزرگ و لایق، که بیانگرِ شأنِ والایِ مخاطب است که هر کسِ فرومایه‌ای توانِ صید یا درکِ او را ندارد.

کنایه در پرده

اشاره به حریمِ امن و خلوتی که مانع از شناختِ کاملِ رازِ درونیِ مخاطب توسط دیگران می‌شود.