دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳

سنایی
عشقا تو در آتش نهادی ما را درهای بلا همه گشادی ما را
صبرا به تو در گریختم تا چکنی تو نیز به دست هجر دادی ما را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکوه و گلایه عاشق از نیروهایی است که گمان می‌رفت پناهگاه او باشند. شاعر عشق و صبر را مورد خطاب قرار می‌دهد؛ عشق را عامل افروختن آتش رنج و گشودن درهای بلا می‌داند و صبر را که باید مرهمی بر دردهای او می‌بود، ناکارآمد و یاری‌گری می‌بیند که در نهایت او را به دست هجران سپرده است.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، فضای سرگشتگی و نومیدی عمیق است؛ جایی که عاشق از تمام وسایل تسکین خود ناامید گشته و در چنبره رنجی بی‌پایان گرفتار آمده است.

معنای روان

عشقا تو در آتش نهادی ما را درهای بلا همه گشادی ما را

ای عشق، تو ما را در آتش سوزانِ رنج و اندوه گرفتار کردی و تمامی درهای مصیبت و بلا را به سوی ما گشودی.

نکته ادبی: واژه عشقا منادا است و در اینجا با شخصیت‌بخشی، به عشق به عنوان عاملی آگاه نگریسته شده است.

صبرا به تو در گریختم تا چکنی تو نیز به دست هجر دادی ما را

ای صبر، من به تو پناه آوردم تا بلکه مرا یاری کنی، اما تو نیز دست مرا رها کردی و مرا به دام هجران و دوری از محبوب انداختی.

نکته ادبی: واژه صبرا منادا است و در گریختن به معنای پناه جستن و گریختن به سوی چیزی برای نجات است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) عشقا / صبرا

عشق و صبر که مفاهیم انتزاعی هستند، مانند انسانی مورد خطاب قرار گرفته و مسئول اتفاقات زندگی شاعر معرفی شده‌اند.

استعاره در آتش نهادی

آتش استعاره از رنج و بی‌قراریِ شدید ناشی از عشق است.