دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۱

سنایی
عشقست مرا بهینه تر کیش بتا نوشست مرا ز عشق تو نیش بتا
من می باشم ز عشق تو ریش بتا نه پای تو گیرم نه سر خویش بتا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این سروده، شاعر عشق را والاترین آیین و کیشِ زندگیِ خویش معرفی می‌کند. او با نگاهی عارفانه، تضادهای ظاهری عشق همچون رنج و لذت را در کنار هم می‌پذیرد و آن‌ها را اجزای جدایی‌ناپذیر راه عاشقی می‌داند. در واقع، عاشقی برای او فراتر از یک احساسِ ساده، مکتبی برای زیستن است.

در بخش پایانی، شاعر به مقامِ تسلیم و رهاییِ مطلق می‌رسد؛ جایی که نه دلبستگی به محبوب (گرفتنِ پای او برای طلب) و نه وابستگی به خویشتن (فکر کردن به سر و جانِ خود) باقی می‌ماند. این اوجِ فنای در عشق است که در آن عاشق از تمامی تعلقات و خودخواهی‌ها دست می‌شوید و به آرامشی فراتر از این دو می‌رسد.

معنای روان

عشقست مرا بهینه تر کیش بتا نوشست مرا ز عشق تو نیش بتا

ای محبوبِ من، عشق برای من بهترین دین و آیین است. در مسیرِ این عشق، من هم تلخیِ نیشِ رنج و هم شیرینیِ نوشِ وصال را می‌پذیرم و هر دو برایم یکی است.

نکته ادبی: واژه «بتا» خطابِ به محبوب به صورت «بت» است که در شعر کلاسیک نمادِ معشوقِ زیبا و موردِ پرستش است. تضاد میانِ «نوش» و «نیش» برای نشان دادنِ پذیرشِ تمامِ احوالِ عشق است.

من می باشم ز عشق تو ریش بتا نه پای تو گیرم نه سر خویش بتا

ای محبوب، به خاطرِ عشقِ تو وجودِ من پر از زخم و جراحت شده است. با این حال، به مرحله‌ای رسیده‌ام که نه تو را به بند می‌کشم و نه به فکرِ حفظِ جان و سرِ خود هستم؛ من از هر دو رها شده‌ام.

نکته ادبی: «ریش» در اینجا به معنای مجروح و زخمی است. «نه پای تو گیرم» کنایه از دست کشیدن از خواهش و طلبِ وصالِ فیزیکی و «نه سرِ خویش» کنایه از رهایی از خودپرستی و خودخواهی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) نوش و نیش

به کار بردن دو واژه متضاد در کنار هم برای نشان دادنِ پذیرشِ همه‌جانبه‌ی احوالِ عشق، اعم از تلخی و شیرینی.

استعاره بتا

تشبیه معشوق به بت که علاوه بر زیبایی، اشاره به موردِ پرستش بودنِ او دارد.

کنایه نه پای تو گیرم نه سر خویش

کنایه از رسیدن به مقامِ تسلیم، رهایی از خودخواهی و دست کشیدن از تقاضاهای نفسانی و تعلقات دنیوی در راه عشق.