دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۴۳۰

سنایی
عاشق نشوی اگر توانی تا در غم عاشقی نمانی
این عشق به اختیار نبود دانم که همین قدر بدانی
هرگز نبری تو نام عاشق تا دفتر عشق برنخوانی
آب رخ عاشقان نریزی تا آب ز چشم خود نرانی
معشوقه وفای کس نجوید هر چند ز دیده خون چکانی
اینست رضای او که اکنون بر روی زمین یکی نمانی
بسیار جفا کشیدی آخر او را به مراد او رسانی
اینست نصیحت سنایی عاشق نشوی اگر توانی
اینست سخن که گفته آمد گر نیست درست برمخوانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر به واکاوی ماهیت پردرد و ناگزیر عشق می‌پردازد و خواننده را از ورود به وادی عاشقی، که سراسر رنج و بی‌اختیاری است، برحذر می‌دارد. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به مقوله‌ی عشق، آن را نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه جبری گریزناپذیر می‌داند که عاقبتی جز زوال و فنای عاشق در پیش ندارد.

در نگاه این اشعار، پیوند میان عاشق و معشوق یک‌سویه است؛ معشوق نسبت به وفاداری عاشق بی‌تفاوت است و تنها زمانی رضایت می‌دهد که عاشق از هستی و آبروی خود دست بشوید. این سروده در واقع هشداری است برای کسانی که می‌خواهند بدون درک عمق فاجعه، پا در این مسیر پرخطر بگذارند.

معنای روان

عاشق نشوی اگر توانی تا در غم عاشقی نمانی

اگر می‌توانی از دام عشق بگریزی، چنین کن تا در رنج‌های بی‌پایان عاشقی گرفتار نشوی.

نکته ادبی: استفاده از افعال منفی برای تاکید بر توصیه به ترک عشق.

این عشق به اختیار نبود دانم که همین قدر بدانی

می‌دانم که این نکته را درک می‌کنی که عشق، انتخابی نیست و به اختیار عاشق رخ نمی‌دهد.

نکته ادبی: اشاره به جبر در عشق که از مضامین کهن ادبی است.

هرگز نبری تو نام عاشق تا دفتر عشق برنخوانی

هرگز اجازه نداری خود را عاشق بنامی، تا زمانی که تمام سختی‌ها و درس‌های این راه را تجربه نکرده باشی.

نکته ادبی: دفتر عشق استعاره از تجربیات و سختی‌های راه عاشقی است.

آب رخ عاشقان نریزی تا آب ز چشم خود نرانی

آبروی عاشقان را مبر و آنان را سرزنش نکن، مگر آنکه خودت نیز طعم تلخ گریه و غم را چشیده باشی.

نکته ادبی: آب رخ ریختن کنایه از بی‌آبرو کردن و سرزنش کردن است.

معشوقه وفای کس نجوید هر چند ز دیده خون چکانی

معشوق نسبت به وفاداری کسی اهمیت نمی‌دهد، حتی اگر تو برای او از شدت غم، اشک خونین بریزی.

نکته ادبی: اشاره به بی‌وفایی معشوق که از بن‌مایه‌های غزل‌های کلاسیک است.

اینست رضای او که اکنون بر روی زمین یکی نمانی

خواسته‌ی معشوق این است که تو به کل از هستی ساقط شوی و دیگر در این جهان نشانی از تو باقی نماند.

نکته ادبی: اشاره به فنای عاشق در برابر معشوق.

بسیار جفا کشیدی آخر او را به مراد او رسانی

پس از آنکه رنج‌های بسیاری کشیدی، در نهایت مجبور می‌شوی تسلیم خواسته‌ی او شوی و آنچه را او می‌خواهد برآورده کنی.

نکته ادبی: توصیف فرجام محتوم عاشق در برابر خواسته معشوق.

اینست نصیحت سنایی عاشق نشوی اگر توانی

این نصیحت حکیمانه از سنایی است: اگر می‌توانی از آن دوری کنی، هرگز عاشق نشو.

نکته ادبی: تخلص شاعر که در پایان اثر آمده است.

اینست سخن که گفته آمد گر نیست درست برمخوانی

این سخنی است که گفته شد؛ اگر آن را نمی‌پسندی یا برایت درست نیست، دیگر آن را نخوان.

نکته ادبی: تاکید بر اینکه این سخن در گرو درکِ قلبی و تجربی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دفتر عشق

اشاره به تجربیات و سختی‌های راه عاشقی که همچون کتابی باید خوانده شود.

کنایه آب رخ ریختن

کنایه از بی‌آبرو کردن و بردن حیثیتِ کسی.

مبالغه خون چکاندن

اغراق در توصیف شدت گریه و غمِ عاشق.