دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۴۱۵

سنایی
نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری که چندان لحن می سازد همی نالد ز کم صبری
به لحن اندر همی گوید که سبحانا نگارنده که بنگارد چنان رویی بدان خوبی و خوش چهری
مسیحادم و موسی کف سلیمان طبع و یوسف رخ محمد دین و آدم رای و خو کرده به بی مهری
به روز آرایش مکتب شبانگه زینت ملعب ضیاء روز و شمع شب شکر لب بر کسان خمری
اگر آتش پرستی را ز عشق او بترساند ز بیم آتش عشقش شود بیزار از گبری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری است در ستایش ممدوحی که با بهره‌گیری از اغراق‌های شاعرانه و تمثیل‌های مذهبی و اساطیری، تصویری بی‌نقص و دست‌نیافتنی از او ترسیم می‌کند. فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از حیرت و ستایش است که در آن شاعر، جمال و کمال مخاطب را فراتر از صفات انسانی می‌داند.

شاعر با پیوند زدن نغمه‌های طبیعت (قمری) به شگفتی از خلقت معشوق، مسیری را آغاز می‌کند که به توصیف ویژگی‌های قدسی و در عین حال زمینی او ختم می‌شود. در نهایت، بیان می‌کند که عشق این معشوق چنان قدرتی دارد که حتی اعتقادات بنیادین (آتش‌پرستی) را در برابر حرارت عشق او، سست و بی‌رنگ می‌کند.

معنای روان

نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری که چندان لحن می سازد همی نالد ز کم صبری

آیا می‌دانی چرا آن قمری بر شاخه‌ گل چنین فریاد و غوغا به پا کرده است؟ زیرا چنان ناله‌ها و نغمه‌هایی از سرِ بی‌صبری و بی‌تابی سر می‌دهد.

نکته ادبی: گلبن به معنای بوته‌ی گل است و در متون کهن نمادی برای محل حضور معشوق به کار می‌رود.

به لحن اندر همی گوید که سبحانا نگارنده که بنگارد چنان رویی بدان خوبی و خوش چهری

او در میان نغمه‌هایش، با شگفتی می‌گوید: پاک و منزه است آن خالق و نگارنده‌ای که توانسته چنین چهره‌ زیبا و خوش‌منظری را خلق کند.

نکته ادبی: سبحانا اسم صوت برای بیان تسبیح، تقدیس و اظهار شگفتی از آفرینش است.

مسیحادم و موسی کف سلیمان طبع و یوسف رخ محمد دین و آدم رای و خو کرده به بی مهری

او از نظر دم‌ مسیحایی، دستِ موسی، طبعِ سلیمان و چهره‌ی یوسف، کامل است؛ دین‌دار و خردمند است اما با وجود این کمالات، به سردی و بی‌وفایی با من خو گرفته است.

نکته ادبی: استفاده از اسامی پیامبران به عنوان تلمیح برای اغراق در ستایشِ صفاتِ ممتازِ معشوق.

به روز آرایش مکتب شبانگه زینت ملعب ضیاء روز و شمع شب شکر لب بر کسان خمری

او در روز، زینت‌بخشِ مکان علم و دانش است و در شب، زیبایی‌بخشِ میدانِ سرگرمی؛ او مانند نورِ روز و شمعِ شب درخشان است و با لب‌های شیرینش، دیگران را همچون شراب مست می‌کند.

نکته ادبی: مکتب و ملعب تضاد و تقابلی از مکان‌های حضور معشوق در ساعات مختلف روز را نشان می‌دهد.

اگر آتش پرستی را ز عشق او بترساند ز بیم آتش عشقش شود بیزار از گبری

اگر کسی آتش‌پرستی را با نامِ «آتش عشقِ» او بترساند، آن شخص از ترسِ چنین آتشِ سوزان و قدرتمندی، از آیینِ آتش‌پرستی خود دست می‌کشد و بیزار می‌شود.

نکته ادبی: این بیت کنایه از غلبه‌ی قدرتِ عشق بر باورهای مذهبی و اعتقادی فرد است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح مسیحادم و موسی کف سلیمان طبع و یوسف رخ

اشاره به ویژگی‌های ممتاز پیامبران برای وصفِ کمالاتِ ممدوح.

تشبیه ضیاء روز و شمع شب

مانند کردنِ معشوق به نور روز و شمع برای توصیف درخشش او.

مراعات نظیر آتش پرستی، آتش عشق، گبری

ایجاد تناسب میان واژگان مرتبط با آیین زرتشت و مفهوم آتش.