دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۴۱۱

سنایی
ای آنکه رخ چو ماه داری رخسارهٔ من چو کاه داری
آیین دل سمنبران را بر سیم ز سیب جاه داری
بر عرصهٔ شطرنج خوبی از لطف هزار شاه داری
در مجمع خیل خوبرویان چون یوسف پیشگاه داری
هر لحظه رهی دگر نمایی برگوی که چند راه داری
در شوخی دست برد خواهی کز خوبی دستگاه داری
گر قتل سناییت گناهست دانم که بسی گناه داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل کوتاه تصویری از تقابل میان زیبایی خیره‌کننده و بی‌رحم محبوب و وضعیت نزار و شکست‌خورده عاشق است. شاعر در این قطعه با بهره‌گیری از استعارات کلاسیک و بازی با مفاهیم حسن و جمال محبوب را به پادشاهی تشبیه می‌کند که بر عرصه شطرنج زیبایی بی‌رقیب است و با هر حرکت و عشوه دل‌ها را به بند می‌کشد.

شاعر در پایان با بیانی کنایه‌آمیز و شیرین محبوب را به کشتن عاشق متهم می‌کند؛ گویی محبوب زیبا چنان در راه دل‌ربایی و جفاکاری غرق است که کشتن عاشق برای او گناهی تکرار‌شونده و عادی به شمار می‌آید.

معنای روان

ای آنکه رخ چو ماه داری رخسارهٔ من چو کاه داری

ای کسی که چهره‌ات مانند ماه درخشان است تو باعث شده‌ای که چهره من از شدت غم و دوری مانند کاه زرد و پژمرده شود.

نکته ادبی: تشبیه رخ به ماه و رخساره به کاه از مضامین رایج در شعر کهن برای تقابل میان شادابی محبوب و ناتوانی عاشق است.

آیین دل سمنبران را بر سیم ز سیب جاه داری

تو آیین و شیوه دل‌ربایی زیبارویان را به کمال می‌دانی و بر چهره سپید و سیمین خود طراوت و زیبایی سیب‌گونه داری.

نکته ادبی: سمن‌بران یعنی کسانی که تنشان چون یاسمن سفید و خوشبوست. سیم در شعر کهن کنایه از سپیدی و درخشندگی چهره یا گردن است.

بر عرصهٔ شطرنج خوبی از لطف هزار شاه داری

در میدان رقابت زیبایی تو چنان برتری داری که انگار هزار پادشاه بر این عرصه فرمانروایی می‌کنند.

نکته ادبی: عرصه شطرنج خوبی اضافه استعاری است؛ زیبایی به صفحه شطرنج تشبیه شده که محبوب در آن مهره اصلی است.

در مجمع خیل خوبرویان چون یوسف پیشگاه داری

در میان جمع زیبارویان تو مانند یوسف پیامبر برترین و درخشان‌ترین جایگاه را داری.

نکته ادبی: اشاره به داستان یوسف که نماد کامل زیبایی در ادبیات فارسی است.

هر لحظه رهی دگر نمایی برگوی که چند راه داری

تو هر لحظه رفتار و ترفند جدیدی نشان می‌دهی؛ بگو ببینم چند روش برای دلبری و فریب دادن داری؟

نکته ادبی: در اینجا راه به معنای ترفند حیله یا شیوه رفتار است.

در شوخی دست برد خواهی کز خوبی دستگاه داری

تو در شوخی و بازی کردن می‌خواهی که دست بالا را داشته باشی و غالب شوی چرا که از نظر زیبایی ابزار و قدرت کافی برای این کار را داری.

نکته ادبی: دست‌برد به معنای غلبه کردن و دستگاه به معنای ابزار و اسباب فراهم بودن چیزی است.

گر قتل سناییت گناهست دانم که بسی گناه داری

اگر کشتن من که سنایی هستم گناه محسوب می‌شود می‌دانم که تو بسیار از این‌گونه گناهان یعنی کشتن عاشقان در کارنامه داری.

نکته ادبی: تخلص شاعر در بیت آخر آمده است که یکی از سنت‌های شعری است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه رخ چو ماه

تشبیه چهره محبوب به ماه برای نشان دادن زیبایی و درخشندگی.

تشبیه رخساره چون کاه

تشبیه چهره عاشق به کاه برای نشان دادن زردی و بیماری ناشی از فراق.

استعاره عرصه شطرنج خوبی

تشبیه فضای رقابت زیبایی به صفحه شطرنج که محبوب در آن نقش پادشاه را دارد.

تلمیح چون یوسف

اشاره به زیبایی بی‌همتای حضرت یوسف.

کنایه دست‌برد خواهی

کنایه از قصد غلبه و پیروزی در نبرد عشق.