دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۴۰۳

سنایی
یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی کار این دلخسته را بسیار ازین به داشتی
ور دل دیوانه رنگ من نبودی تند و تیز یا بهش تر زین بدی یا یار ازین به داشتی
عاشق بیچاره ای بی پرسشست آخر تنم در حق بیمار خود تیمار ازین به داشتی
کار من مشکل شد ارنی دوست در دل بردنم نرگس بیکار را بر کار ازین به داشتی
شد دلم مغرور آن گفتار جان افزای تو آه اگر در عشق من گفتار ازین به داشتی
با سنایی عهد و پیمان داشتی در دل مقیم گر سنایی مرد بودی کار ازین به داشتی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، بیانگر شکایت و اشتیاقِ عاشقی است که در فراق و بی‌توجهیِ یار گرفتار شده و شرایطِ دشوارِ خود را حاصلِ نرسیدن به آن کمالِ مطلوب و بی‌قراری‌های خویش می‌داند. شاعر در این سروده، با زبانی سرزنش‌گرانه و در عین حال ملتمسانه، گله‌مند است که چرا عهد و پیمان‌های قلبی یار به ثمر ننشسته و کارِ عاشقی به این فرجامِ غم‌بار کشیده است.

فضای کلی شعر، سرشار از حسرت و انتظار است. شاعر میانِ اشتیاق برای دیدار و گلایه از سردیِ رفتارِ معشوق، سرگردان مانده و با نگاهی آسیب‌شناسانه، ضعفِ خود در پیمودنِ راهِ عشق و کم‌لطفیِ یار را عاملِ اصلی این آشفتگی می‌بیند.

معنای روان

یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی کار این دلخسته را بسیار ازین به داشتی

اگر تو ای یار، اندکی بیشتر به حالِ نزار و بیمارگونه‌ی من توجه می‌کردی، وضعیتِ این دلِ شکسته بسیار بهتر از این بود که اکنون می‌بینی.

نکته ادبی: ترکیب «در کارِ من بودن» به معنای توجه کردن و رسیدگی به احوالِ کسی است که در متونِ کهن بسیار رایج است.

ور دل دیوانه رنگ من نبودی تند و تیز یا بهش تر زین بدی یا یار ازین به داشتی

و اگر این دلِ دیوانه‌ی من، این‌قدر بی‌قرار، تندخو و شتاب‌زده نبود، شاید یا وضعیتِ من از این که هست بهتر می‌شد و یا تو ای یار، رفتارِ مهربانانه‌تری با من داشتی.

نکته ادبی: «تند و تیز» استعاره از بی‌تابی و بی‌صبریِ عاشق است که مانع از به کمال رسیدنِ رابطه می‌شود.

عاشق بیچاره ای بی پرسشست آخر تنم در حق بیمار خود تیمار ازین به داشتی

من عاشقِ درمانده‌ای هستم که حتی حالی از او پرسیده نمی‌شود؛ در حالی که شایسته بود در حقِ این بیمارِ عشق، مراقبت و تیمارِ بیشتری به جا می‌آوردی.

نکته ادبی: «تیمار» در اینجا به معنایِ پرستاری، دلداری و رسیدگی به بیمار است که در شعرِ عرفانی کنایه از توجهِ معشوق به عاشق است.

کار من مشکل شد ارنی دوست در دل بردنم نرگس بیکار را بر کار ازین به داشتی

کارِ من به دلیلِ آرزویِ دیدارت (که مانندِ تقاضایِ موسی برای دیدنِ خداوند است) دشوار شده است؛ ای کاش آن چشمانِ خمار و زیبایت را کمی بیشتر به کارِ من و دیدنِ حالم معطوف می‌کردی.

نکته ادبی: «ارنی» تلمیحی است به آیه ۱۴۳ سوره اعراف که در ادبیاتِ عرفانی، نمادِ تمنایِ دیدارِ معشوقِ ازلی است. «نرگس» نیز استعاره از چشمِ خمار و زیبای معشوق است.

شد دلم مغرور آن گفتار جان افزای تو آه اگر در عشق من گفتار ازین به داشتی

دلم به پشتوانه‌ی آن سخنانِ جان‌بخش و امیدآفرینت مغرور و امیدوار شده بود؛ دریغ و افسوس که اگر در راهِ عشق، به وعده‌های خود بیشتر وفا می‌کردی و گفتارت ثابت بود، کار به اینجا نمی‌کشید.

نکته ادبی: «گفتارِ جان‌افزا» اشاره به وعده‌های معشوق دارد که به عاشق امیدِ حیات می‌دهد و «مغرور شدن» در اینجا به معنایِ دچارِ توهمِ وصال شدن است.

با سنایی عهد و پیمان داشتی در دل مقیم گر سنایی مرد بودی کار ازین به داشتی

تو در دلت با سنایی پیمانِ دوستی بسته بودی؛ اما اگر سنایی، مردِ راهِ عشق و دارایِ ثباتِ قدم بود، نتیجه‌ی این عشق بسیار فراتر و بهتر از این وضعیتِ فعلی می‌بود.

نکته ادبی: «مرد بودن» در عرفان به معنایِ داشتنِ استقامت، معرفت و شجاعتِ اخلاقی در راهِ حقیقت است، نه جنسیت.

آرایه‌های ادبی

تلمیح ارنی

اشاره به داستانِ حضرت موسی و تقاضای دیدارِ پروردگار.

استعاره نرگس

تشبیه چشمانِ خمارِ معشوق به گلِ نرگس.

ردیف ازین به داشتی

تکرارِ یک عبارت در پایانِ ابیات که بر تأکید و حسرتِ شاعر نسبت به وضعیتِ نامطلوبِ کنونی می‌افزاید.