دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۹۵

سنایی
کودکی داشتم خراباتی می کش و کمزن و خرافاتی
پارسا شد ز بخت و دولت من پارسایی شگرف و طاماتی
شیوهٔ خمر و قمر و رمز مدام صفتی بود مرورا ذاتی
آنکه والتین ز بر ندانستی همچو بلخیر گشت هیهاتی
خوانده از بر همیشه چو الحمد عدد سورهٔ لباساتی
گوید امروز بر من از سر زهد مثل و نکتهٔ اشاراتی
دوش گفتم ورا که ای دل و جان مر مرا مایهٔ مباهاتی
گر چه مستور و پارسا شده ای واصل هر گونهٔ کراماتی
گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟ گفت: لا والله ای خراباتی
ای سنایی کما ترید خوشست دل به قسمت بنه کمایاتی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، روایتی طنزآمیز و کنایی از دگرگونیِ ناگهانی و غیرمنتظره‌ی شخصی است که پیش‌تر در غرقابِ خوش‌گذرانی و بی‌خبری می‌زیسته و اکنون به مددِ بخت و اقبال، جامه‌ی زهد و پارسایی بر تن کرده است. شاعر با نگاهی تیزبین و لحنی که آمیخته به مطایبه است، تضاد میان احوالِ گذشته و ادعاهای کنونی این شخص را به تصویر می‌کشد.

در این شعر، شاعر از تقابل میانِ «نادانیِ مذهبی» در گذشته و «تظاهر به عرفان و زهد» در حال، برای نقدِ ریاکاری استفاده می‌کند. پایان‌بندیِ اثر، نوعی تسلیمِ آگاهانه در برابرِ تقدیر است؛ جایی که شاعر می‌آموزد باید با آنچه روزگار رقم می‌زند، کنار آمد و دل به قسمت سپرد.

معنای روان

کودکی داشتم خراباتی می کش و کمزن و خرافاتی

کودکی یا دوستی داشتم که در پی میخانه و خوش‌گذرانی بود، همواره مست می‌کرد، تنبلی می‌کرد و گرفتار خرافات بود.

نکته ادبی: خراباتی به معنای کسی است که در خرابات (میخانه یا محل فسق) رفت و آمد دارد. کم‌زن به معنای کسی است که از زیر کار در می‌رود و بی‌قید است.

پارسا شد ز بخت و دولت من پارسایی شگرف و طاماتی

اما به خاطر تغییر در بخت و روزگار، ناگهان چنان پارسایی عجیبی پیدا کرد که ادعاهای گزاف و سخنان پریشان می‌گوید.

نکته ادبی: طامات به معنای سخنان پریشان و ادعاهای بزرگِ عرفانی است که گاه از دهانِ اهلِ ریا بیرون می‌آید و به ادعاهای بی‌پایه اشاره دارد.

شیوهٔ خمر و قمر و رمز مدام صفتی بود مرورا ذاتی

عادت به شراب‌خواری، توجه به زیبارویان و درگیر شدن با کارهای بیهوده، در گذشته عینِ ذات و طبیعت او بود.

نکته ادبی: خمر (شراب) و قمر (زیبارویان) در اینجا نماد دنیای مادی و لذت‌های حسی هستند که پیش‌تر خویِ او بوده‌اند.

آنکه والتین ز بر ندانستی همچو بلخیر گشت هیهاتی

کسی که قبلاً حتی سوره «والتین» را هم بلد نبود، حالا طوری رفتار می‌کند که گویی همچون «بلخیر» (زاهد مشهور) به مراتب بالای معنوی رسیده است.

نکته ادبی: بلخیر اشاره به یک زاهد یا شخصیت مذهبی است که نماد تقوا بوده است؛ شاعر با آوردن این نام، تضادِ وضعیتِ او را برجسته کرده است.

خوانده از بر همیشه چو الحمد عدد سورهٔ لباساتی

او قبلاً به جای قرآن، فقط حواسش به مدلِ لباس‌ها و تنوع آن‌ها بود، اما حالا ادعای تلاوت و تفسیر می‌کند.

نکته ادبی: عبارت «عدد سوره لباساتی» کنایه‌ای طنزآمیز است که نشان می‌دهد دغدغه‌ی او قبلاً فقط ظواهر و مد بوده است.

گوید امروز بر من از سر زهد مثل و نکتهٔ اشاراتی

امروز چنان با آب و تاب برای من از زهد و نکاتِ عرفانی و اشاراتِ بلند سخن می‌گوید که انگار صاحبِ مقام است.

نکته ادبی: اشارات اصطلاحی در عرفان به نکات دقیق و نهانی است که او حالا به دروغ یا ریا بر زبان می‌راند.

دوش گفتم ورا که ای دل و جان مر مرا مایهٔ مباهاتی

دیشب به او گفتم ای دوست که عزیزِ دلِ منی و مایه افتخار من هستی.

نکته ادبی: این بیت آغاز یک گفتگو (مناظره) است که برای آزمودنِ تظاهرِ او به زهد بیان می‌شود.

گر چه مستور و پارسا شده ای واصل هر گونهٔ کراماتی

با اینکه حالا پرده‌نشین و زاهد شده‌ای و گویی به درجاتِ بالای کرامت‌های الهی دست یافته‌ای.

نکته ادبی: مستور یعنی پوشیده و پنهان که در اینجا به معنای شخصی است که خود را از گناه دور نگاه می‌دارد.

گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟ گفت: لا والله ای خراباتی

پرسیدم اگر از تو یک بوسه بخواهم، آن را به من می‌دهی؟ با تندی گفت: نه، به خدا قسم ای میگسارِ بی‌قید!

نکته ادبی: پاسخ تندِ او نشان می‌دهد که زهدِ او نه از درون، بلکه نوعی جبهه‌گیریِ تازه برای دوری از دوستانِ قدیمی است.

ای سنایی کما ترید خوشست دل به قسمت بنه کمایاتی

ای سنایی، دنیا همان‌طور که می‌خواهد می‌چرخد؛ پس دلت را به آنچه تقدیر برایت رقم زده است خوش کن و راضی باش.

نکته ادبی: «کما ترید» و «کمایاتی» هم‌قافیه و دارای ایهام است که به تقدیر و خواستِ الهی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

طنز و کنایه پارسایی شگرف و طاماتی

شاعر با استفاده از کلماتی که بار معنایی مثبت دارند در کنار کلماتی که بار منفی دارند (طامات)، ریاکاری و تظاهر سوژه را نقد می‌کند.

تلمیح والتین

اشاره به سوره قرآن (تین) که نشان‌دهنده ناآشنایی او با دین در گذشته است.

تضاد خراباتی بودن و زاهد شدن

تضادِ میانِ احوالِ گذشته و حالِ شخص که محورِ اصلی شعر است.

کنایه عدد سوره لباساتی

کنایه از بی‌سوادی دینی و دغدغه‌های ظاهری و دنیوی شخص در گذشته.