دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۸۴

سنایی
عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره ای باد دستی خاکیی بی آبی آتشپاره ای
زین یکی شنگی بلایی فتنه ای شکر لبی پای بازی سر زنی دردی کشی خونخواره ای
گه در ایمان از رخ ایمان فزایش حجتی گاه بر کفر از دو زلف کافرش پتیاره ای
کی بدین کفر و بدین ایمان من تن در دهد هر کرا باشد چنان زلف و چنان رخساره ای
هر زمان در زلف جان آویز او گر بنگری خون خلقی تازه یابی در خم هر تاره ای
هر زمان بینی ز شور زلف او برخاسته در میان عاشقان آوازهٔ آواره ای
نقش خود را چینیان از جان همی خدمت کنند نقش حق را آخر ای مستان کم از نظاره ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تصویرگرِ عشقی است پرشور و ویرانگر که سراسر وجود عاشق، یعنی عقل و جان او را به یغما می‌برد. شاعر با بهره‌گیری از اوصاف متناقض و پارادوکس‌گونه، محبوب را موجودی افسونگر، زیباروی، فتنه‌انگیز و در عین حال، بی‌باک و بی‌رحم توصیف می‌کند. در این فضا، محبوب هم مایه ایمان و هم سرچشمه کفر و گمراهی است که همین تضاد، حیرت و سرگشتگی عاشق را دوچندان می‌کند.

در پایان، شاعر با نگاهی عرفانی به جهان، از میان این آشفتگی‌ها و زیبایی‌های ظاهری گذر می‌کند و مستانِ حقیقت را دعوت می‌کند که به جای ستایش نقوشِ ساختگیِ دستِ بشر (مانند هنرمندان چینی)، به تماشای آفرینشِ بی‌همتای حق بنشینند و در زیبایی مطلقِ او غرق شوند.

معنای روان

عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره ای باد دستی خاکیی بی آبی آتشپاره ای

محبوبی شوخ، فتنه‌انگیز و حیله‌گر، عقل و جانم را از من ربوده است؛ او موجودی سرکش، ناپایدار و بی‌قرار است که همچون شعله‌ای سوزان، آتش به جانم می‌زند.

نکته ادبی: واژه «عیاره» در متون کهن به معنای فریبکار و دغل‌باز است. «آتشپاره» کنایه از معشوقی است که هم زیبا و هم تندخو و بی‌‌پرواست.

زین یکی شنگی بلایی فتنه ای شکر لبی پای بازی سر زنی دردی کشی خونخواره ای

این محبوب، دلربا، فتنه‌گر، شیرین‌سخن و در عین حال بلاجویی است که با بی‌اعتنایی، قانون‌شکنی می‌کند و همچون دردی‌کشی (شراب‌خواری) بی‌باک، خون عاشق را می‌ریزد.

نکته ادبی: «شنگ» در فارسی کهن به معنای ظریف، شوخ و شاد است. «خونخواره» در اینجا استعاره از معشوقی است که باعث کشته شدن عاشقان می‌شود.

گه در ایمان از رخ ایمان فزایش حجتی گاه بر کفر از دو زلف کافرش پتیاره ای

گاهی چهره‌اش به قدری زیباست که همچون برهانی روشن بر ایمان و حقانیت جلوه می‌کند و گاهی زلفانِ سیاهش که نماد کفر و تاریکی‌اند، همچون موجودی اهریمنی و فریبنده، آشوب به پا می‌کند.

نکته ادبی: تضادِ «رخ» (ایمان) و «زلف» (کفر) از آرایه‌های پربسامد در ادبیات کلاسیک است. «پتیاره» به معنای زشت‌روی و فتنه انگیز است.

کی بدین کفر و بدین ایمان من تن در دهد هر کرا باشد چنان زلف و چنان رخساره ای

هرکسی که چنین چهره‌ای و چنان گیسوانی داشته باشد، به‌راستی دلم را می‌رباید و چطور می‌توانم در برابر این تضادِ کفر و ایمان که در وجود اوست، تسلیم نشوم؟

نکته ادبی: این بیت در قالب استفهام انکاری بیان شده که شدتِ تسلیمِ عاشق در برابر زیبایی معشوق را نشان می‌دهد.

هر زمان در زلف جان آویز او گر بنگری خون خلقی تازه یابی در خم هر تاره ای

اگر با دقت به گیسوانِ جان‌گیرِ او بنگری، در پیچ‌وخمِ هر تارِ مویش، ردِ خونِ بسیاری از عاشقانِ قربانی‌شده را خواهی دید.

نکته ادبی: «جان آویز» صفتی است برای زلف که گویی جانِ عاشق را به بند می‌کشد و صید می‌کند. اغراق از ویژگی‌های بارز این بیت است.

هر زمان بینی ز شور زلف او برخاسته در میان عاشقان آوازهٔ آواره ای

هر لحظه می‌بینی که به خاطرِ شور و فتنه‌ای که از زلفانِ او برخاسته، آوازه و فریادِ سرگشتگی و آوارگی میانِ عاشقان پیچیده است.

نکته ادبی: «آوازه آواره» جناسی است که بر پراکندگی و هیاهوی عاشقان دلالت دارد.

نقش خود را چینیان از جان همی خدمت کنند نقش حق را آخر ای مستان کم از نظاره ای

نقاشانِ چینی با تمام وجود در خدمتِ خلقِ نقش و نگارهای خود هستند؛ ای مستانِ حق، آیا روا نیست که شما هم کمی به تماشای آفرینشِ پروردگار بنشینید؟

نکته ادبی: در ادب فارسی، «چینیان» نماد نقاشانِ چیره دست هستند. این بیت دعوت به سیرِ آفاقی و تماشای صنعتِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و پارادوکس ایمان و کفر (رخ و زلف)

شاعر با کنار هم قرار دادن چهره (مظهر روشنایی و ایمان) و زلف (مظهر تاریکی و کفر)، تضادی ایجاد کرده که بیانگر حیرت عاشق است.

اغراق (مبالغه) خون خلقی تازه یابی در خم هر تاره ای

بزرگ‌نماییِ تأثیرِ کشندگیِ زلفِ محبوب با تصویر کردنِ خونِ عاشقان در هر تارِ مو.

کنایه نقش حق

اشاره به موجودات عالم که همگی نشانه‌هایی از هنر و قدرت الهی هستند.

تمثیل چینیان

اشاره به سنتِ نقاشیِ چین به عنوان نمادِ هنرمندانِ مادی که در اینجا برای مقایسه با آفرینشِ حق به کار رفته است.