دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۸۳

سنایی
سینه مکن گرچه سمن سینه ای زان که نه مهری که همه کینه ای
خوی تو برنده چون ناخن برست گر چه پذیرنده چو آیینه ای
حسن تو دامست ولیکن ترا دام چه سودست که بی چینه ای
من سوی تو شنبه و تو نزد من چون سوی کودک شب آدینه ای
دی چو گلی بودی و امروز باز خار دلی و خسک سینه ای
پخته نگردی تو به دوزخ همی هیچ ندانی که چو خامینه ای
رو که در این راه تو تر دامنی گویی در آب روان چینه ای
گفتمت امسال شدی به ز پار رو که همان احمد پارینه ای
رو به گله باز شو ایرا هنوز در خور پیوند سنایی نه ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره اشعار تند و انتقادی سنایی است که در آن، شاعر با بیانی صریح و گزنده، پرده از نفاق و بی‌مایگی شخصی برمی‌دارد که ظاهر آراسته‌ای دارد اما در باطن، تهی از هرگونه مهر و فضیلت اخلاقی است.

شاعر در این قطعه، با بهره‌گیری از تمثیلات و استعارات گوناگون، مخاطب را به سبب بی‌ثباتی، نابالغی روحی و بدخویی نکوهش می‌کند و سرانجام حکم به دوری از او می‌دهد، چرا که او را شایسته همراهی و هم‌نشینی با اهل معرفت نمی‌بیند.

معنای روان

سینه مکن گرچه سمن سینه ای زان که نه مهری که همه کینه ای

اگرچه سینه‌ای سفید و زیبا همچون گل یاسمن داری، اما باطن تو تهی از عشق است و سراسر وجودت را کینه فرا گرفته است.

نکته ادبی: سمن‌سینه به معنای کسی است که سینه‌ای به لطافت و سفیدی یاسمن دارد و نماد زیبایی ظاهری است.

خوی تو برنده چون ناخن برست گر چه پذیرنده چو آیینه ای

خلق و خوی تو همانند ناخن تیز و آسیب‌رسان است، اگرچه در ظاهر وانمود می‌کنی که مانند آیینه، پذیرا و منعکس‌کننده زیبایی‌های دیگران هستی.

نکته ادبی: تشبیه خوی به ناخن به معنای آسیب‌زننده بودن ذاتِ تندخوی است.

حسن تو دامست ولیکن ترا دام چه سودست که بی چینه ای

زیبایی تو همچون دامی برای شکار دل‌هاست؛ اما این دام به چه کار می‌آید وقتی هیچ طعمه‌ای (خیر و فضیلتی) در آن نگذاشته‌ای و سودی برای کسی نداری؟

نکته ادبی: چینه در اصطلاح پرنده‌داری به معنای دانه و طعمه‌ای است که برای جذب پرندگان در دام می‌ریزند.

من سوی تو شنبه و تو نزد من چون سوی کودک شب آدینه ای

میان من و تو فاصله بسیار است؛ اشتیاق من به تو مانند آغاز هفته (شنبه) تازه و پرشور است، اما نزد تو، حضور من همان‌قدر ناخوشایند و سنگین است که پایان تعطیلات (شب جمعه) برای کودکی که نگران مدرسه است، تلخ است.

نکته ادبی: اشاره به دوری و ناهمگونی حس میان عاشق و معشوق که از نظر زمانی نیز با یکدیگر تقابل دارند.

دی چو گلی بودی و امروز باز خار دلی و خسک سینه ای

تو در گذشته چون گلی زیبا بودی، اما امروز به خاری در دل و خاشاک در سینه تبدیل شده‌ای و مایه رنجش خاطری.

نکته ادبی: تضاد میان گل و خار، استعاره‌ای از تغییر احوال از مهربانی به دشمنی است.

پخته نگردی تو به دوزخ همی هیچ ندانی که چو خامینه ای

تو از نظر روحی بسیار خام و بی‌تجربه‌ای و حتی آتش دوزخ هم نمی‌تواند تو را پخته و اصلاح کند؛ چرا که در نادانی خود غرق هستی.

نکته ادبی: خامینه به معنای خامی، نپختگی و عدم کمال روحی است.

رو که در این راه تو تر دامنی گویی در آب روان چینه ای

از این راه بازگرد که تو آلوده‌دامن (گناه‌کار) هستی؛ تو در این مسیر، همچون کسی هستی که می‌خواهد طعمه‌ای را در آب روان نگاه دارد؛ تلاشی که هرگز به نتیجه نمی‌رسد.

نکته ادبی: تردامنی کنایه از آلودگی به گناه و ناپاکی است.

گفتمت امسال شدی به ز پار رو که همان احمد پارینه ای

به تو گفتم که امسال بهتر از پارسال خواهی شد، اما برو که همان فرد نادانِ سابق هستی و هیچ تغییری در وجودت رخ نداده است.

نکته ادبی: پارینه به معنای کهنه و مربوط به سال گذشته است.

رو به گله باز شو ایرا هنوز در خور پیوند سنایی نه ای

برو و به میان همان گله و مردم عامی بازگرد، چرا که تو هنوز شایستگی و لیاقت همراهی و پیوند با سنایی را نداری.

نکته ادبی: گله استعاره‌ای برای عوام و کسانی است که از مسیر کمال دور مانده‌اند.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل سمن‌سینه و کینه‌ورزی

قرار گرفتن زیبایی ظاهری در کنار بدذاتی باطنی برای تأکید بر نفاق مخاطب.

تشبیه چون ناخن، چون آیینه

برای تبیین ویژگی‌های اخلاقی مخاطب که از یک سو آسیب‌رسان و از سوی دیگر متظاهر است.

استعاره دام و چینه

تمثیلِ زیبایی ظاهری به دام و فقدان فضیلت به نبود طعمه.