دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۷۸

سنایی
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله بی خواب و بی قرارم چون بر گلت کلاله
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم آری نکو نماید بر روی لاله ژاله
دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله
مهمان حسن داری سیر از پی خرد را مر تشنگان خود را ندهی یک پیاله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در فضای تغزلی و عاشقانه روایت شده و بیانگر شور، بی‌قراری و کشمکش‌های درونی عاشق در برابر زیبایی‌های خیره‌کننده‌ی معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کلاسیکِ مرتبط با بزم و شراب‌خانه، پیوندی میان رنجِ دوری، تواضع عاشقانه و طلبِ وصال ایجاد کرده است.

درونمایه‌ی اثر ترکیبی از ناله و زاری از سرِ دوری و در عین حال جسارتی رندانه در مطالبه‌ی محبت است. لحن کلام در بندهای میانی از حالتِ تضرع به سمتِ نوعی طنازیِ حقوقی و طلبکارانه تغییر جهت می‌دهد که نشان‌دهنده پختگی شاعر در ترسیم احوالاتِ متغیرِ عاشق است.

معنای روان

از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله بی خواب و بی قرارم چون بر گلت کلاله

از شدت عشق به آن چشمان خمار (نرجس) و گونه‌های گلگون (لاله) تو، چنان بی‌تاب و پریشانم که همچون تارهای مویِ آشفته بر چهره‌ات، آرام و قرار ندارم.

نکته ادبی: نرجس استعاره از چشمانِ خمار و لاله استعاره از گونه‌های گلگون است. کلاله به معنای گیسو و تارهای مو است که در اینجا برای نشان دادن بی‌قراری عاشق به کار رفته است.

خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله

مانند ظرفِ شراب در پیشگاهت با جان و دل خدمت می‌کنم، به این امید که تو مرا همچون جامِ باده در کنار لب‌های خویش بنشانی و به کامم برسانی.

نکته ادبی: صراحی به معنای ظرف شراب و پیاله به معنای جام نوشیدن است. شاعر با تشبیه خود به ظرفِ باده، بر خدمت‌گزاری و انقیادِ محض در برابر معشوق تأکید می‌کند.

تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم آری نکو نماید بر روی لاله ژاله

شب و روز از چشمانم سیلابِ اشک سرازیر است؛ و به راستی که دیدنِ شبنم بر روی گل لاله، منظره‌ای زیبا و تماشایی است؛ همان‌گونه که اشکِ من بر گونه‌های سرخت زیباست.

نکته ادبی: ژاله به معنای شبنم است و در اینجا استعاره از اشک می‌باشد. شاعر میانِ سرخیِ گونه (لاله) و شفافیتِ اشک (ژاله) پیوندی تصویری برقرار کرده است.

دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله

هزاران بوسه از چشمان و چهره‌ات طلب دارم؛ اگر خودت به اختیار آن را می‌بخشی که هیچ، وگرنه مانند کسی که حقش را مطالبه می‌کند، سند و قباله‌ی این طلب را رو می‌کنم تا حقم را بگیرم.

نکته ادبی: قباله به معنای سند و عقدنامه است. استفاده از این واژه در فضای عاشقانه نوعی طنز و جسارتِ رندانه است که صبغه‌ای حقوقی و جدی به این مطالبه‌ی عاطفی بخشیده است.

مهمان حسن داری سیر از پی خرد را مر تشنگان خود را ندهی یک پیاله

تو که از سرمایه‌ی زیبایی، بساطِ سخاوت گسترده‌ای و دیگران را از حُسنت سیراب می‌کنی، چرا برای عاشقانِ تشنه‌کامِ خود، از یک جامِ محبت هم دریغ می‌ورزی؟

نکته ادبی: مهمان حسن داری کنایه از بهره‌مندی از سفره‌ی زیبایی است. در اینجا تضادی میان فراوانیِ زیبایی معشوق و بخلِ او در عشق‌ورزی ترسیم شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرجس و لاله

استفاده از نام گل‌ها برای توصیف ویژگی‌های ظاهری معشوق (نرجس برای چشم و لاله برای گونه).

تشبیه خدمت کنم به پیشت همچون صراحی

تشبیه عاشق به صراحی (ظرف شراب) برای نشان دادن اوجِ خدمتگزاری و فدایی بودن در برابر معشوق.

تناسب (مراعات نظیر) صراحی، پیاله، شراب (ضمنی)

استفاده از واژگان مرتبط با فضای باده‌نوشی برای تبیینِ رابطه‌ی عاشق و معشوق.

طنز و جسارت کلامی بیرون کنم قباله

بهره‌گیری از اصطلاحات حقوقی برای طلبِ بوسه که بیانگرِ صمیمیت و جرئتِ شاعر در بیانِ خواسته‌هایش است.