دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۶۶

سنایی
ای قوم مرا رنجه مدارید علی الله معشوق مرا پیش من آرید علی الله
گز هیچ زیاری نهمی بر لب او بوس یک بوسه به من صد بشمارید علی الله
ور هیچ به دست آرید از صورت معشوق بر قبلهٔ زهاد نگارید علی الله
آن خم که بر او مهر مغانست نهاده الا به من مغ مسپارید علی الله
از دین مسلمانی چون نام شمار است از دین مغان شرم مدارید علی الله
گشتست سنایی مغ بی دولت و بی دین از دیدهٔ خود خون بمبارید علی الله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بازتابی از شور و شیداییِ رندانه‌ای است که در آن، شاعر با نقدِ زهدِ خشک و ظاهری، برتریِ طریقِ عشق و عرفان را فریاد می‌زند. در فضای این شعر، دین‌داریِ عوامانه که از حقیقتِ قلبی تهی شده، نفی می‌شود و شاعر با بهره‌گیری از نمادهایِ «مغ» و «می»، به دنبالِ ساحتی از هستی است که در آن، قیدوبندهایِ مذهبی و اجتماعیِ رایج، مانعِ رسیدن به معشوق نگردند.

لحنِ شاعر جسورانه و ساختارشکنانه است. او با استفاده از عباراتی که نوعی اعتراض به قشری‌گریِ دینی است، از مخاطب می‌خواهد که نه تنها مانعِ اشتیاقِ او نشود، بلکه اصالتِ این مسیرِ عاشقانه را به رسمیت بشناسد. در این نگاه، «کفرِ عاشقانه» بر «ایمانِ بی‌حقیقت» ترجیح داده شده است.

معنای روان

ای قوم مرا رنجه مدارید علی الله معشوق مرا پیش من آرید علی الله

ای مردم، مرا آزار ندهید؛ به خدا سوگند که محبوبم را نزد من بیاورید.

نکته ادبی: عبارت «علی الله» در اینجا به عنوان ردیف با کارکرد سوگند یا تاکید به کار رفته است.

گز هیچ زیاری نهمی بر لب او بوس یک بوسه به من صد بشمارید علی الله

اگر من اجازه یابم که بر لبِ او بوسه‌ای بنشانم، به خدا سوگند که همان یک بوسه را نزد من صد بوسه بشمارید (ارزش آن برای من صدچندان است).

نکته ادبی: استفاده از اغراق (مبالغه) برای نشان دادن ارزشِ بی‌نهایتِ یک لحظه وصال.

ور هیچ به دست آرید از صورت معشوق بر قبلهٔ زهاد نگارید علی الله

و اگر تصویری از چهره محبوب به دست آوردید، به خدا سوگند که آن را بر قبله‌گاه زاهدان نقاشی کنید.

نکته ادبی: کنایه از تقدسِ چهره‌یِ معشوق که جایگزینِ قبله‌ی زاهدانِ خشک‌مغز می‌شود.

آن خم که بر او مهر مغانست نهاده الا به من مغ مسپارید علی الله

آن ظرفِ می (خُم) که بزرگانِ مغ بر آن مهر زده‌اند را، به خدا سوگند که جز به من که خود از همین طریقت هستم، به دست هیچ‌کس دیگری نسپارید.

نکته ادبی: «مغ» در اصطلاح عرفانی، پیرِ طریقت یا کسی است که اسرارِ عشق را می‌داند.

از دین مسلمانی چون نام شمار است از دین مغان شرم مدارید علی الله

از آنجا که دین‌داریِ شما تنها در حد نام باقی مانده است، به خدا سوگند که از روی آوردن به آیینِ رندی و مغان شرم نکنید.

نکته ادبی: نقدِ تندِ ریاکاری و تظاهر به دین‌داری.

گشتست سنایی مغ بی دولت و بی دین از دیدهٔ خود خون بمبارید علی الله

سنایی در این راه، دنیا و دینِ ظاهری را از دست داده و بی‌دین و بی‌نوا شده است؛ پس به خدا سوگند که از دیدگانِ خود خون ببارید (در سوگِ این حالِ او بگریید).

نکته ادبی: استفاده از تخلص «سنایی» و اشاره به ملامتی‌گری که خود را برای عشق فدا کرده است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح و نمادگرایی مغ و آیین مغان

اشاره به آیین‌های غیرمتعارف که در ادبیات عرفانی نمادِ آزادگی، عشقِ حقیقی و دوری از تظاهر مذهبی است.

اغراق (مبالغه) یک بوسه به من صد بشمارید

بزرگ‌نماییِ ارزشمند بودنِ وصالِ کوتاه با معشوق.

تناقض (پارادوکس) بر قبله‌ی زهاد نگارید

قرار دادنِ شمایلِ محبوب در مقدس‌ترین جایِ عبادتِ زاهدان برای نشان دادنِ برتریِ معشوق بر باورهایِ رسمی.

ردیف علی الله

تکرار واژگان پایانی برای ایجاد آهنگ و تاکیدِ سوگندگونه در تمام ابیات.