دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۵۵

سنایی
تا کی از عشوه و بهانهٔ تو چند ازین لابه و فسانهٔ تو
شور و آشوب در جهان افگند غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو
هیچ آشوب نیست در عالم این چه فتنه ست در زمانهٔ تو
کعبهٔ عاشقان سوخته دل هست امروز آستانهٔ تو
عاشقانت همی طواف کنند گرد کوی و سرای و خانه تو
ای همایون همای کبک خرام دل عشاق آشیانهٔ تو
عاشقانت همی به جان بخرند انده عشق جاودانهٔ تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نجوای عاشقانه و دردمندانه‌ای است که در آن شاعر از ناز و کرشمه‌های بی‌پایان معشوق و دشواری‌های طریق عشق سخن می‌گوید. در این فضا، معشوق نه تنها یک شخص، بلکه کانونی است که تمام هستی عاشق در گرد آن می‌چرخد و آرام می‌گیرد.

شاعر با بهره‌گیری از نمادهای قدسی و اسطوره‌ای، مقام معشوق را تا حد کعبه و هما ارتقا می‌دهد و نشان می‌دهد که رنج کشیدن در این راه، نه تنها ناگوار نیست، بلکه والاترینِ آرزوهای عاشقِ دل‌سوخته است.

معنای روان

تا کی از عشوه و بهانهٔ تو چند ازین لابه و فسانهٔ تو

تا چه زمانی باید از ناز و کرشمه‌های تو و داستان‌پردازی‌ها و بهانه‌هایت رنج بکشم؟

نکته ادبی: ترکیب عشوه و بهانه کنایه از رفتارهای طنازانه معشوق است و لابه به معنای زاری و التماس است.

شور و آشوب در جهان افگند غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو

غمزه و نگاهِ مست و ماندگارِ تو، در سراسر جهان شور و غوغا به پا کرده است.

نکته ادبی: غمزه در ادبیات فارسی به معنای اشارت چشم و ابرو است و در اینجا عامل برهم خوردن آرامش جهان معرفی شده است.

هیچ آشوب نیست در عالم این چه فتنه ست در زمانهٔ تو

در حقیقت، هیچ آشوب و فتنه‌ای در جهان وجود ندارد مگر همان که از دوران و زمانهٔ تو برمی‌خیزد.

نکته ادبی: فتنه در اینجا به معنای آشوبِ ناشی از زیباییِ خیره‌کننده است که در فرهنگ عرفانی با زیبایی معشوق پیوند دارد.

کعبهٔ عاشقان سوخته دل هست امروز آستانهٔ تو

امروز درگاه و آستانهٔ خانهٔ تو، همچون کعبه، قبله‌گاهِ عاشقانِ دل‌شکسته و سوخته‌دل شده است.

نکته ادبی: کعبه نماد کمال تقدس و هدف نهاییِ حج و عبادت است که در اینجا به کوی معشوق تعمیم داده شده است.

عاشقانت همی طواف کنند گرد کوی و سرای و خانه تو

عاشقانِ تو پیوسته گردِ خانه و سرای تو می‌چرخند و به طوافِ آن مشغول‌اند.

نکته ادبی: طواف که از مناسک حج است، استعاره از حضور دائمی عاشق در پیرامون معشوق است.

ای همایون همای کبک خرام دل عشاق آشیانهٔ تو

ای همایِ خوش‌یمن و فرخنده که چون کبک با ناز و خرام راه می‌روی، قلبِ عاشقان آشیانهٔ توست.

نکته ادبی: هما پرنده‌ای اساطیری است که سایه‌اش بر سر هر کس بیفتد خوشبخت می‌شود. کبک خرام استعاره از راه رفتن با ناز است.

عاشقانت همی به جان بخرند انده عشق جاودانهٔ تو

عاشقانِ تو با جان و دل، اندوهِ همیشگیِ عشقِ تو را می‌پذیرند و به جان می‌خرند.

نکته ادبی: به جان خریدن کنایه از پذیرشِ مشتاقانه و فداکارانه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشبیه کعبهٔ عاشقان

تشبیه آستانهٔ خانهٔ معشوق به کعبه که کانون عبادت و طواف است.

اسطوره‌پردازی همای کبک خرام

نسبت دادن معشوق به هما که پرندهٔ اساطیری سعادت است و توصیف او با صفتِ نازِ کبک.

کنایه طواف کردن

کنایه از گردشِ دائمی و اشتیاقِ وافرِ عاشق در پیرامونِ معشوق.