دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۵۲

سنایی
ای مونس جان من خیال تو خوشتر ز جهان جان وصال تو
جانهای مقدس خردمندان سرگشته به پیش زلف و خال تو
کس نیست به بیدلی نظیر من چون نیست به دلبری همال تو
گر صورت عشق و حسن کس بیند آن مثل منست با خیال تو
لیکن چکنم چو آیدم خوشتر از حال جهان همه محال تو
هر چند همیشه تنگدل باشم از تیر دو چشم بد سگال تو
خرسند شوم چو گوییم یک ره ای خسته چگونه بود حال تو
هستم به جوال عشوه ات دایم وان کیست که نیست در جوال تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل تابلویی است از تسلیمِ محضِ عاشق در برابر زیبایی و افسونگری معشوق. شاعر با زبانی صمیمی و در عین حال متعالی، توصیف می‌کند که چگونه حضورِ خیالِ محبوب، تمامِ هستی او را پر کرده است و او هیچ خوشیِ دنیوی را با کوچک‌ترین توجه یا حتی دشواری‌های برخاسته از سوی معشوق عوض نمی‌کند.

در این ابیات، کشمکشِ میانِ رنجِ ناشی از بی‌توجهی یا تندی‌های معشوق و لذتِ وافرِ ناشی از وجودِ او، به زیبایی به تصویر کشیده شده است. شاعر با تکیه بر استعاراتی از تیرِ نگاه و بندِ گیسو، به این نکته اشاره دارد که همگان اسیر این زیبایی‌اند و او تنها کسی است که با تمامِ وجود این اسارت را پذیرفته و به آن خرسند است.

معنای روان

ای مونس جان من خیال تو خوشتر ز جهان جان وصال تو

ای کسی که فکر و خیال تو آرام‌بخش جان من است، وصال و دیدار تو از تمام خوشی‌های این جهان برای من دلپذیرتر است.

نکته ادبی: مونس در اینجا به معنای هم‌دم و هم‌نشینِ تنهایی‌های ذهن است.

جانهای مقدس خردمندان سرگشته به پیش زلف و خال تو

جان‌های پاک و خردمندانِ دانا، همگی در برابر زیبایی‌های ظاهری تو (زلف و خال) حیران و سرگشته هستند.

نکته ادبی: سرگشته استعاره از تحیر و آشفتگی عاشق در برابر جمال خیره‌کننده معشوق است.

کس نیست به بیدلی نظیر من چون نیست به دلبری همال تو

هیچ‌کس مانند من دچار جنونِ عشق نیست، زیرا هیچ‌کس به اندازه تو دلربا و زیبا نیست.

نکته ادبی: همال واژه‌ای کهن به معنای همتا، قرین و مانند است.

گر صورت عشق و حسن کس بیند آن مثل منست با خیال تو

اگر کسی صورت و حقیقتِ عشق و زیبایی را ببیند، مانند من شیفته و درگیرِ خیالِ تو خواهد شد.

نکته ادبی: خیال در ادبیات کلاسیک به معنای صورتِ ذهنیِ معشوق است که در دل عاشق می‌ماند.

لیکن چکنم چو آیدم خوشتر از حال جهان همه محال تو

اما چه کنم که حتی ناممکن‌ترین و خیالی‌ترینِ تو، برای من از واقعیتِ تمامِ جهان خوش‌تر است.

نکته ادبی: محال در اینجا به معنای امری است که وجود خارجی ندارد یا دست‌نیافتنی است.

هر چند همیشه تنگدل باشم از تیر دو چشم بد سگال تو

اگرچه به خاطر تیر نگاه‌های بدخواهانه و نافذ تو، همیشه دلم تنگ و اندوهگین است.

نکته ادبی: بدسگال صفت مرکبی به معنای بداندیش است که در اینجا کنایه از نگاه‌های آسیب‌رسان و نافذ معشوق دارد.

خرسند شوم چو گوییم یک ره ای خسته چگونه بود حال تو

هرگاه تو حتی یک بار از من بپرسی که ای خسته (ای رنج‌کشیده)، حالت چطور است، من از این توجه، بی‌نهایت خشنود و راضی می‌شوم.

نکته ادبی: خسته در متون کهن به معنای مجروح، رنجور و درمانده است.

هستم به جوال عشوه ات دایم وان کیست که نیست در جوال تو

من همیشه اسیرِ بندِ فریبندگی و ناز و عشوه تو هستم؛ اصلاً چه کسی است که گرفتارِ دامِ تو نباشد؟

نکته ادبی: جوال کیسه‌ای بزرگ برای حمل بار است که در اینجا استعاره از دام و بندِ گرفتارکننده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیر دو چشم

تشبیه نگاه معشوق به تیر که به قلب عاشق اصابت می‌کند و موجب رنج و دلتنگی اوست.

کنایه جوال عشوه

تشبیه ناز و کرشمه‌های معشوق به جوال (کیسه) که عاشق را درون خود حبس و گرفتار کرده است.

تضاد خوشتر ز جهان

برتری دادنِ وصال محبوب بر کلِ پدیده‌های جهان هستی.