دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۴۶

سنایی
ای جهانی پر از حکایت تو گه ز شکر و گه از شکایت تو
برگشاده به عشق و لاف زبان خویشتن بسته در حمایت تو
ای امیری که بر سپهر جمال آفتابست و ماه رایت تو
هست بی تحفهٔ نشاط و طرب آنکه او نیست در حمایت تو
هر سویی تافتم عنان طلب جز عنانیست بی عنایت تو
جان و دل را همی نهیب رسد زین ستمهای بی نهایت تو
ای همه ساله احسن الحسنی در صحیفهٔ جمال آیت تو
در وفا کوش با سنایی از آنک چند روزست در ولایت تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده پیوند عمیق، پرتناقض و سراسر از هیجانِ میان عاشق و معشوق (یا ممدوح) است. شاعر در این قطعه، ضمن ستایش جایگاه رفیع معشوق که همچون خورشیدی در سپهر زیبایی می‌درخشد، از رنج‌ها و ستم‌های بی‌شمار او نیز گلایه دارد.

این فضا، فضایِ آشنایِ شعر کهن فارسی است که در آن، معشوق نه تنها منبع فیض، شادی و زیبایی، بلکه عامل اصلیِ اضطراب و پریشانیِ عاشق نیز هست. در نهایت، شاعر با لحنی التماس‌آمیز اما استوار، معشوق را به وفاداری فرامی‌خواند و یادآور می‌شود که این عمر کوتاه، ارزشِ بی‌مهری را ندارد.

معنای روان

ای جهانی پر از حکایت تو گه ز شکر و گه از شکایت تو

ای که وجود تو جهانی را به خود مشغول کرده و داستان‌های بسیاری درباره‌ات نقل می‌شود؛ گاهی این سخن‌ها از سرِ شکرگزاری برای خوبی‌های توست و گاهی از سرِ شکایت و گلایه از ستم‌هایت.

نکته ادبی: تضاد میان شکر و شکایت، پارادوکسِ موقعیت عاشق را نشان می‌دهد.

برگشاده به عشق و لاف زبان خویشتن بسته در حمایت تو

من که زبانم را به بیان عشق و گاه ادعاهای عاشقانه گشوده‌ام، در حقیقت بندِ جانم را به حمایت و سایه تو گره زده‌ام.

نکته ادبی: لاف در اینجا به معنای ادعای بزرگ و خودنمایی عاشقانه است.

ای امیری که بر سپهر جمال آفتابست و ماه رایت تو

ای سرور و پیشوایی که در آسمان زیبایی و کمال، بیرقِ اقتدار تو همچون خورشید و ماه می‌درخشد.

نکته ادبی: رایت به معنای پرچم و در اینجا استعاره از اقتدار و شکوه ممدوح است.

هست بی تحفهٔ نشاط و طرب آنکه او نیست در حمایت تو

هرکس که از دایره حمایت و سایهٔ عنایت تو خارج باشد، از موهبتِ شادی و خوشی بی‌نصیب است.

نکته ادبی: تحفه در اینجا به معنای هدیه و ارمغانِ الهی یا معنوی است.

هر سویی تافتم عنان طلب جز عنانیست بی عنایت تو

به هر سمتی که برای جست‌وجو و رسیدن به مقصود حرکت کردم، دریافتم که هیچ راهی بدون توجه و عنایت تو، سرانجام و جهت درستی ندارد.

نکته ادبی: عنان طلب استعاره از اختیار و مسیر جست‌وجوگری است.

جان و دل را همی نهیب رسد زین ستمهای بی نهایت تو

جان و دل من از این همه بی‌مهری و ستم‌های پایان‌ناپذیر تو، در ترس و اضطراب دائمی است.

نکته ادبی: نهیب به معنای بانگِ ترس‌آور و اضطراب است که بر جان عاشق چیره شده.

ای همه ساله احسن الحسنی در صحیفهٔ جمال آیت تو

ای که همواره در اوج زیبایی قرار داری؛ تو در کتابِ آفرینشِ زیبایی، خود نشانه‌ای آشکار و بی‌همتا هستی.

نکته ادبی: احسن‌الحسنی ارجاعی است به زیبایی مطلق و صحیفه جمال اشاره به کمالِ زیبایی است.

در وفا کوش با سنایی از آنک چند روزست در ولایت تو

ای معشوق، با سنایی بر سرِ عهدِ وفا باقی بمان، چرا که فرصتِ عمر در این دنیا بسیار کوتاه است.

نکته ادبی: ولایت در اینجا به معنای سرزمین یا قلمروِ حضور است که استعاره از عمر کوتاه دنیاست.

آرایه‌های ادبی

تضاد شکر و شکایت

تقابل میان دو حالت متضادِ روحیِ عاشق در مواجهه با معشوق.

تشبیه آفتاب و ماه رایت تو

تشبیه شکوه و درخششِ اقتدارِ معشوق به خورشید و ماه.

ایهام عنان

به معنای افسار اسب و در عین حال به معنای اختیار و مسیر حرکت.

تلمیح احسن‌الحسنی

اشاره به مضامین قرآنی در بابِ کمالِ زیبایی.